مولوى
ملك بر بسته چنان باشد ضعيف * ملك بر رسته چنان باشد شريف
رسته و بر بسته پيش او يكيست * گر يقين دعوى كند او را شكى است .
( امثال و حكم . ج 1 ص 415 )
صفحه ( 75 ) - و بطامات خود را به علما و مشايخ مانند كرده - طامات نزد صوفيه معارفى را گويند كه در اوان سلوك بر زبان سالك گذر كند ( كشاف تهانوى بنقل لغتنامه ) لاف و گزاف صوفيان در باب اظهار كشف و كرامات خود ( غياث / بنقل لغتنامه ) .
و در سراج نوشته كه طامات در اصل عربى است بتشديد ميم و فارسيان بتخفيف استعمال كنند بمعنى اقوال پراكنده و سخنان بىاصل و پريشان كه بعضى صوفيان براى گرمى بازار خود گويند ( غياث اللغات بنقل لغتنامه ) سخنهاى بلند كه صوفيه براى اظهار كرامت و شرافت مرتبه گويند و باعث پندار نفس و سوء اعتقاد مردم شود ( رشيدى بنقل لغتنامه ) .
و ظاهرا اين معنى ثابت است كه « طامات » در فارسى همواره بتخفيف استعمال مىشود و شواهد عديدهاى را هم كه مرحوم دهخدا از سنائى و عطار و خيام مولانا و سعدى و حافظ و ديگران جمع فرموده است همه مؤيد اين معنى است .
صفحه 78 - رياء و سمعه - الرياء : ترك الاخلاص فى العمل بملاحظة غير الله فيه ( تعريفات سيد ) - و هو طلب المنزلة فى قلوب الناس باراءتهم الخصال المحمودة ( قوت القلوب ) اذن سمعة ( بالفتح و يضم و يحرك ) - گوش شنوا - يقال فعله ذلك رئاء و سمعة يعنى كرد آن را تا ببينند و بشنوند ( منتهى الارب - سمع ) .
بحث مفصل و مشروح درباره رياء و موجبات و علل پيدايش و كيفيت بروز و نحوه چارهجوئى و مبارزه با آن در كتب اخلاق و تصوف آمده است و از جمله رجوع فرمايند به :
الرعاية لحقوق الله از صوفى جليل القدر حارث بن اسد محاسبى كتاب دوم ص 127 الى 258 .
احياء العلوم غزالى ج 3 ص 285 الى 308 قوت القلوب ابى طالب مكى ج 2
صفحه ( 79 ) - جريده - بر وزن نديده تنها و خرد را گويند و دفتر را هم گفتهاند ( برهان قاطع ) . خواجه فرمايد :
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد بعشق * ثبت است بر جريده عالم دوام ما
صفحه ( 82 ) - و ( م ح م د ) مهدى - از آنجا كه بعضى از فقها باستناد رواياتى كه درباره