استاد مجتبى مينوى نيز اظهار نظر كردهاند كه « اين عبارت از عبارات معروف عصر سعدى بوده است » ( مجله يغما سال 15 ص 45 ) .
صفحه 70 - حد - گفتارى است كه بر ماهيت چيزى دلالت كند ( تعريفات سيد ) .
و در اصطلاح منطق كه در متن نيز همان مراد است حد : تعريف شيئى بذاتيات باشد ( در مقابل « رسم » كه آن تعريف شيئى بعرضيات باشد ) و آن بر دو قسم است : حد تام و حد ناقص .
اگر حد چيزى بهوسيله جنس قريب و فصل قريب بيان شود آن را حد تام گويند و اگر بهوسيله جنس بعيد و فصل قريب يا تنها بهوسيله فصل قريب بيان شود آن را حد ناقص خوانند .
مثال براى حد تام در تعريف انسان : حيوان ناطق
مثال براى حد ناقص در تعريف انسان : جسم ناطق يا ناطق فقط
مثال براى رسم تام در تعريف انسان : حيوان ضاحك
مثال براى رسم ناقص در تعريف انسان : جسم ضاحك يا ضاحك فقط ( رهبر خرد « باختصار » )
صفحه ( 70 ) - خاصه - هر كلى خارجى كه جز بر مصاديق ماهيت واحده قابل حمل نباشد آن را عرض خاص يا خاصه خوانند مانند ضاحك براى انسان ( رهبر خرد ص 100 )
صفحه ( 70 ) - لوازم - هر عرضى كه انفكاك آن از معروضش ممتنع باشد ( مانند تساوى زواياى مثلث با دو زاويه قائمه ) آن را عرض لازم خوانند ( رهبر خرد ص 100 ) و لوازم جمع لازم است در مقابل عرض مفارق
صفحه ( 72 ) - اينست معنى
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
- استخدام آيه شريفه ( نور ) براى بيان مقاصد مذهبى و فلسفى و اخلاقى و عرفانى به صورت تمثيل و تأويل و انطباق مقاصد مزبور با الفاظ و مضامين اين آيه مباركه بسيار رايج است و از جمله اين موارد شعريست منسوب به « شيخ الرئيس ابو على بن سينا » كه « ابن ابى اصيبعه » آن را در « عيون الانباء » نقل كرده است كه :
هذب النفس بالعلوم لترقى * و ذر الكل فهى للكل بيت
انما النفس كالزجاجة و العلم * سراج و حكمة الله زيت
فاذا اشرقت فانك حى * و اذا اظلمت فانك ميت
( عيون الانباء فى طبقات الاطباء ج 4 ص 22 ) 8
صفحه ( 75 ) - بربسته دگر باشد و بر رسته دگر - از امثال سائره است . يعنى :
« . . . . فطرى و طبيعى را بر مصنع و بر ساخته برترى باشد :
مىگفت بدندان بتم عقد درر * من همچو توام لطيف و پاكيزه گهر
خندان خندان به ناز گفتش خاموش * بر بسته دگر باشد و بر رسته دگر
* * *