جدا شود . و قيامت صغرى آن است كه به موت صورت بميرد كه « 1 » هركه به موت صورت مرد ، قيامت وى آمد و قيامت كبرى آن است كه باز زنده شود .
فصل در سخن اهل وحدت در بيان موت و « 2 » حيات
بدان كه اهل وحدت مىگويند كه حيات چهار نوع است : حيات صورتى « 3 » و حيات معنوى و حيات طيّبه « 4 » و حيات حقيقى . و موت هم چهار نوع « 5 » است « 6 » : موت از حيات صورتى « 7 » و موت از حيات معنوى و موت از حيات طيّبه « 8 » و موت از حيات حقيقى « 9 » . و قيامت هم چهار « 10 » است : قيامت صغرى و قيامت وسطى و قيامت كبرى و قيامت عظمى .
فصل [ بدان كه حيات عبارت از آگاهى است و آگاهى چهار نوع است . . . ]
بدان كه حيات عبارت از آگاهى است و آگاهى چهار نوع است از جهت آنكه آگاهى است به صور چيزها و آگاهى است به طبايع چيزها « 11 » و آگاهى است به خواصّ چيزها و آگاهى است به حقايق چيزها . و چون حيات چهار نوع باشد به ضرورت موت هم « 12 » چهار نوع باشد از جهت آنكه موت در مقابل حيات است . و چون موت و حيات « 13 » چهار [ 253 ب ] نوع باشد « 14 » به ضرورت بعث و قيامت هم چهار نوع باشد از جهت آنكه حيات و موت بىبعث و قيامت نتواند كه باشد « 15 » پس قيامت هم چهار نوع « 16 » باشد . چنين مىدانم كه تمام فهم نكردى ، روشنتر از اين بگويم .
هامش
( 1 ) . كد : و .
( 2 ) . كد : - بيان موت و .
( 3 ) . مت ، كد ، كب : صورى .
( 4 ) . كب : طبيّه .
( 5 ) . مت : - نوع .
( 6 ) . كد : - موت هم چهار نوع است .
( 7 ) . مت ، كد : صورى .
( 8 ) . كد : شبيه : طپه .
( 9 ) . كب : - و موت هم . . . از حيات حقيقى .
( 10 ) . مت ، كد ، كب : + نوع .
( 11 ) . كب : خيرها .
( 12 ) . كب : موت هم به ضرورت .
( 13 ) . مت : حيات و موت .
( 14 ) . كب : - از جهت آنكه . . . چهار نوع باشد .
( 15 ) . كد : نخواهد بود ، كب : نتواند بود .
( 16 ) . كد : - نوع .