اخلاق پسنديده را هست « 1 » مىگرداند « 2 » . و عقل است كه عزرائيل است ، از جهت آن كه عقل است كه جان چيزها « 3 » قبض [ 225 ب ] مىكند ؛ يعنى هر چيز « 4 » را كه دانستى جان آن چيز را « 5 » قبض كردى .
فصل [ در بيان اينكه ملك عبارت از سبب است و اسباب از عالم اجسام و جسمانى باشند . . . ]
بدان كه اهل وحدت مىگويند كه ملك عبارت از سبب است « 6 » و اسباب از عالم اجسام و جسمانى باشند « 7 » و از عالم ارواح و روحانى هم باشند . پس عناصر و افلاك و انجم و صفات و اعراض و خاصيات ايشان ملايكهاند كه « 8 » از عالم اجسام و جسمانيند و طبايع و ارواح و عقول و صفات و اعراض و خاصيات ايشان ملايكهاند كه « 9 » از عالم ارواح و روحانيند . و عوام اهل وحدت اين جمله را « 10 » عنصريّون و طبيعيّون مىگويند . و عنصرى را « 11 » ملايكهء سافل و طبيعى را « 12 » ملايكهء عالى مىخوانند . چنين مىدانم كه تمام فهم نكردى .
بدان كه « 13 » اهل وحدت مىگويند كه ملك عبارت از سبب است « 14 » 57 و شيطان هم عبارت از سبب است . پس هر چيز كه سبب علم و بيدارى « 15 » و عمل نيك است ملك است « 16 » و هر چيز كه سبب جهل و غفلت « 17 » و عمل بد است شيطان است . و هر چيز كه سبب حيات و صحت و راحت « 18 » و جمعيّت است ملك « 19 » رحمت است و هر چيز كه سبب هلاك و مرض و رنج و تفرقه است ملك عذاب است .
هامش
( 1 ) . كب : راست
( 2 ) . مت : - و به يك نفحهء ديگر . . . هست مىگرداند
( 3 ) . مت : + را
( 4 ) . كب : چيزى
( 5 ) . كد ، كب : چيزها .
( 6 ) . كب : - است
( 7 ) . كد ، كب : باشد .
( 8 ) . اساس ، كد ، كب : - كه .
( 9 ) . مت ، كب : - كه .
( 10 ) . كد : - را
( 11 ) . اساس ، كب : - را
( 12 ) . كب : - را
( 13 ) . مت : آنكه
( 14 ) . كب : - است
( 15 ) . كد ، كب : - و بيدارى .
( 16 ) . كب : - است
( 17 ) . اساس : عقلت ، كد ، كب : - و غفلت .
( 18 ) . اساس : + است
( 19 ) . كب : + او