پردههاى اين عالم كه حجاب مىافزايد . اين پردهها به عكس آن پردههاست « 1 » .
انّى لاشكو خطوبا لا أعيّنها * ليجهل الناس عن عذرى و عن عدلى
كالشمع يبكى و لا يدرى أ عبرته * من صحبة النّار ام فرقة العسل
شخصى گفت كه اين را قاضى ابو منصور هروى 316 گفته است . گفت قاضى منصور پوشيده گويد و تردّدآميز باشد و متلوّن « 2 » . امّا منصور 317 برنتافت ، پيدا و فاش گفت . همهء عالم اسير قضااند و قضا اسير شاهد . شاهد پيدا كند و پنهان ندارد .
گفت صفحهاى از سخنان قاضى بخوان . بخواند . بعد از آن فرمود كه خدا را بندگانند كه چون زنى را در چادر بينند ، حكم كنند كه « نقاب بردار تا روى تو ببينيم « 3 » كه چه كسى و چه چيزى ، كه چون تو پوشيده بگذرى و تو را نبينم مرا تشويش خواهد بودن كه اين كى بود و چه كس بود من آن نيستم كه اگر روى تو را ببينيم « 4 » بر تو فتنه شوم و بستهء « 5 » تو شوم . مرا خدا ديرست كه از شما پاك و فارغ كرده است . از آن ايمنم كه اگر شما را ببينم مرا تشويش و فتنه شويد « 6 » . الّا اگر نبينم در تشويش باشم كه چه كسى بود . » به خلاف طايفهء ديگر كه اهل نفساند « 7 » اگر ايشان روى شاهدان را باز بينند فتنهء ايشان شوند « 8 » و مشوّش گردند . پس در حقّ ايشان آن به كه رو باز نكنند تا فتنهء ايشان نگردد و در حقّ اهل دل آن به كه رو باز كنند تا از فتنه برهند .
شخصى گفت در خوارزم كسى عاشق نشود زيرا در خوارزم « 9 » شاهدان بسيارند .
چون شاهدى ببينند و دل برو بندند ، بعد ازو بهتر بينند ، آن بر دل ايشان سرد « 10 » شود فرمود . اگر بر شاهدان خوارزم عاشق نشوند « 11 » آخر بر خوارزم عاشق بايد شدن كه درو شاهدان بىحدند . و آن « 12 » خوارزم فقرست كه درو خوبان « 13 » معنوى و صورتهاى روحانى بىحدند كه به هركه فروآيى و قرار گيرى ديگرى رو نمايد كه آن اوّل را فراموش كنى الى ما لا نهايه . پس بر نفس فقر عاشق شويم كه درو چنين شاهدانند .
هامش
( 1 ) . ح : آن پردهها به عكس اين پردههاست . شعر
( 2 ) . ح : و متلون باشد
( 3 ) . ح : ببينم
( 4 ) . ح : نبينم
( 5 ) . ح : نسبه
( 6 ) . اصل : شوند
( 7 ) . ح : متن اهل مفسدند حاشيه مطابق اصل
( 8 ) . ح : شود
( 9 ) . اصل : ندارد
( 10 ) . ح : بر دلشان
( 11 ) . ح : نتوان عاشق شدن
( 12 ) . ح : آن ( بدون واو )
( 13 ) . اصل : حيوان