تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
ز انچه آن خود هست ، بويى نيست اين * كارِ هر ناشسته رويى نيست اين .

سؤال كردن طيور از هدهد

جملهء مرغان چو بشنيدند حال * سر به سر كردند از هدهد سؤال
كاى سبق بُرده ز ما در رهبرى * ختم كرده بهترى و مهترى
ما همه مشتى ضعيف و ناتوان * بى پر و بى بال ، نه تن نه توان
كى رسيم آخر به سيمرغِ رفيع * گر رسد از ما كسى ، باشد بديع
نسبتِ ما چيست با او ، باز گوى * زان كه نتوان شد ، بعَميا ، راز جوى
گر ميانِ ما و او نسبت بُدى * هر يكى را سوىِ او رغبت بُدى
او سليمان است و ما مورى گدا * در نگر كو از كجا ما از كجا
كرده مورى را ميانِ چاه بند * كى رسد در گَردِ سيمرغِ بلند
خسروى كارِ گدايى كى بود * اين به بازوىِ چو مايى كى بود ؟
منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 89 | فريد الدين العطار النيسابوري