تا چند سخن تراشى و رنده زنى * تا كى بهدف تير پراكنده زنى
گر يك سبق از علم خموشى دانى * بسيار بدين گفت و شنو خنده زنى .
( رياض العارفين ص 128 ، مجمع الفصحاء ج 1 ص 236 ) « 1 » .
اشعارى را كه متأخران مانند هدايت نقل كردهاند ، نمىتوان جز ما از روزبهان دانست و بعضى از آنها منسوب به ديگرانست از ان جمله رباعى بمطلع « اگر آهى كشم صحرا بسوزم » را كه هدايت در مجمع الفصحاء و رياض العارفين و معصومعلى شاه در طرائق الحقائق و فسائى در فارسنامه آوردهاند ، در ديوان بابا طاهر « 2 » چنين آمده :
به آهى گنبد خضرا بسوجم * فلك را جمله سر تا پا بسوجم
بسوجم ار نه كارم را بساجى * چه فرمايى بساجى ، يا بسوجم .
به نظر مىرسد كه بسيارى از اشعار عبهر العاشقين - كه حاكى از عشق و سوز و گداز است - از خود روزبهان باشد .
چنان كه گفتيم مؤلف تحفة العرفان از جملهء آثار شيخ « ديوان معارف در اشعار » را ياد كرده است « 3 » ، ولى معلوم نيست كه اين كتاب محتوى اشعار خود اوست يا اشعار ديگران يا هر دو « 4 » .
روزبهان به زبانهاى محلّى فارس نيز اشعارى داشته است . مؤلف تحفة العرفان گويد « 5 » :
هامش
( 1 ) - و رك . ايضا رياض العارفين ص 128 ، آثار العجم ص 462 ، فارسنامهء ناصرى ج 2 ص 147 .
( 2 ) - چاپ دوم وحيد . مطبعهء ارمغان . تهران 1311 ص 17 .
( 3 ) - تحفة العرفان ورق 15 ب .
( 4 ) - چند رباعى از روزبهان در ضمن اشعار منتسب به ابو سعيد ابو الخير آمده ( ابو سعيد ابو الخير . مقدمهء نفيسى ص 59 ) .
( 5 ) - ورق 53 الف .