201
( 201 ) ص 63 س 15 و سر سوى آسمان قدم دارد : عشق ناشى از حقّست و بحقّ باز مىگردد ، و نردبان نزول و عروج قلب عاشق عارفست .
202
( 202 ) ص 64 س 1 تا بدان : معارف .
203
( 203 ) ص 64 س 2 شهسواران ميدان غيوب : يعنى سالكان راه عشق .
204
( 204 ) ص 64 س 2 اكلها : اى ثمرها .
205
( 205 ) ص 64 س 3 دلگم شده : يعنى لطيفهء قلبيّه كه ملكوت مضيقهء صنوبريه است ، و از ناپيدائى آن تعبير به گمشدگى فرموده .
206
( 206 ) ص 64 س 3 در لگن صورت : تشبيه مىفرمايد لطيفهء قلبيه را بشمع ، و صورت صاحب دل به شمعدان ، و حواسّ و طبايع بخرقها كه بر پائين شمع پيچند تا در لگن محكم شود ، و روح مقدّس بنور آن شمع .
207
( 207 ) ص 64 س 5 محاذى قبلهء قدمست : يعنى همچنانكه قبله ميان مشرق و مغربست ، و هم از آفتاب مشرقى نور مىگيرد ، و هم از مغربى ( و ) از هر افق كه طلوع و غروب كند ، چنانچه جمع شموس و انوار
عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
ص١٩٢