ساير افراد بشرى - زيرا كه ترا از ميان ايشان به نظر تجلّى حسن پرورده است ، و به صورت معشوقى برآورده .
169
( 169 ) ص 58 س 14 بو الفضولان شريعت : يعنى چون ادراك اهل شريعت و طريقت قاصر است از يافت شهود انسانى ، از اين شيوه اجتناب دارند ، كه مبادا حلولى شوند ! و هر كه از اين دم زد ، او را متّهم بحلول داشتند .
170
( 170 ) ص 59 س 2 عروسان بقا تحت حجال :
بهر نظر بت ما جلوه مىكند ، ليكن * كس اين كرشمه نبيند كه من همىنگرم « 9 - 10 » .
چنين جمال نشايد كه هر نظر بيند * مگر كه نام خدا گرد خويشتن بدمى . « 11 - 12 »
. 171
( 171 ) ص 59 س 10 مستى تو : يعنى حدّتى كه بر حسب مصالح الهى درآيد ، و سبب اظهار احوال شود ، « شفقة على الخلق و هداية لهم » چنان كه مستى سبب هتك استار و كشف اسرار مىشود .
172
( 172 ) ص 59 س 11 هستى تو : زيرا كه هستى بشريست كه ( : + از
hG
)
هامش
( 9 - 10 ) از حافظ ( ديوان حافظ بتصحيح قزوينى و دكتر غنى . طهران 1320 ص 227 ) .
( 11 - 12 ) از سعدى ( غزليات سعدى بتصحيح فروغى ص 334 ) .