توحيد . صفىّ امين ، وصىّ رئيس ، أسد اللّه الغالب ، على بن ابى طالب - رضى اللّه عنه - هرگاه كه شقشقهء عشقش در توحيد منحدر شدى ، لئالى معرفت و توحيد از صدف لسان تفريد بريختى ، و بيان تنزيه عزّت قهر حقّ كردى . كون و كائنات « 4 » در سطوات كلامش و رموز و اشارت جانش هزار بار بلرزيدى . امّا مثالش بدين دايرات از قانون سنّت بيرون نيست . نبينى كه حقّ - سبحانه - چون مثل زند بذباب و عنكبوت ؟ « 7 » آنگه گفت « ضعف الطالب و المطلوب . » گفت : درين حديث مرويست كه مهتر - صلوات اللّه عليه - در زمين خطّى بكشيد .
آن خط راست را گفت : اين صراط منست . و آن خطّ مختلف را گفت :
اين سبيل شيطانست « 10 »
« هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ . »
« 11 »
( 1040 ) طواسين حسين را بعون و كفايت حقّ - سبحانه - شرح تمام شد ، به عبارت اهل حقيقت و اشارت اهل معرفت ، در وقت باريدن سرشك خون جان ، و خواندن « زند و پازند » ملطفه جانان ، كلماتى كه در بحر صين قلزم قدم جز نقش آبريز احمر كيمياى « 15 » سرّ قدر نيست ، و خطابى كه جز نقش پيشانى اقمار سراير « 16 » نور احمر نيست ، « رمز قرمس » و « شاهد باديهء بصر » در ورق شجر طوبى جان .
هامش
( 4 ) كائنات : كايناSM( 7 ) و عنكبوت : سورهء 29 ( العنكبوت ) آيهء 40« كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ »( 10 ) مهترهم . . . اين سبيل شيطانستSM: ان النبى صم خط على الأرض خطا واحدا مستويا ثم خطوطا صغارا و قال للمستوى هذا صراطى و هذه سبيل الشيطان فلا تتبعوا سبيله . . .A( 11 ) وهذا صِراطِي. . : سورهء 6 ( الأنعام ) آيهء 154
( 15 ) كيمياى : كيماىSM( 16 ) سراير : شايد « سواير »SM