علم حقّ . وسطانى مدار اينهاست . « 1 »
لام ألفات كه به دايره محاط « 2 » است نفى است از جميع جهات آن .
دو « حا » حايلاناند از جوانب اجانب « 4 » ( ؟ ) . توحيد بماند . ما وراى آن حوادث است . »
( 1038 ) قال : خبر داد كه فكر عوامّ غوص كند در بحر اوهام ، و فكر خواصّ غوص كند در بحر افهام . آن دو بحر خشك شود ، و طريق مندرس شود ، و آن دو فكر بپرد ، و آن دو حايل مضمحل شود ، و آن دو كون فنا شود ، و حجّتها به درد ، عرفان متلاشى گردد از جانب الوهيّت رحمن . او بماند ، منزّه بىحدثان . سبحان آن خدايى كه از جملهء علل منزّه است ، برهانش قويست ، و سلطانش عزيزست ، ذو الجلال ، ذو المجد و الكبرياست ، بىشمارش يكى ، نه يكى چون يكى حدّ و عدّ . و ابتدا و انتها راه به دو نداند . بديع كونست ، منزّه از كونست « 15 » . « لا يعرفه الا هو ذو الجلال و الاكرام خالق الارواح و الاجسام . »
( 1039 ) قال : اى عارف ! عجيب مدار از مقالت حسين در توحيد بدين اشارت و عبارات ، كه هر چه او گفت يك قطره از درياى
هامش
( 1 ) وسطانى مدار اينهاستSM: و الوسطانية مدار الانتهاءA( 2 ) محاط : لام الفات كه به دايره محيط استSMاللالات المحيطةAرجوع شود ببخش فرانسوى كتاب حاضر
( 4 ) دو حا ( دو حاعSM) حايلان ( حاملانSM) اند از جوانب اجانبSM: و الحان الحايلان من الجوانب جوانب الأجانبA( 15 ) منزه از كونستS: -M