از ربوبيّت و عبوديّت . آنگه حقّ راست حقّ ، نه غير ، كه ممتنع است از مطالعهء حدث . بحقّ قايم است صفت . حقّ راست جان شاهدان حضرت بنعت فنا در بقا .
359 فصل ( « فى قول القائل « من الحقّ بالحقّ للحقّ » )
( 1045 ) قال : آنگه گويند كه « ازو و به او و او را » .
( 1046 ) قال « 8 » : يعنى از اللّه باللّه اللّه را . از خدايست امر ربوبيّت ، به دو قايم عبوديّت ، او راست مشيّت ، ازو پيدا شد نور عظمت ، بدوست صفات ، او راست اسماء حسنى و نعوت اعلى . اگر در حقّ بنده گويند ، يعنى اكتساب ازو ، و حال عبوديّت برو ، و ثواب او را . آنگه گويند كه در ميان ماندهاند . چون حقّ را بحقّ بينند ، معلومات حقّ را دانند ، و از حقّ حقّ را دانند .
360 فصل ( فى الحال )
( 1047 ) « حال » گويند . قال : حال آن باشد كه از انوار غيب بدل رسد . ( در ) وقت « 18 » مصفّى كند . بديههء تجلّى بود ظهور حقّ
هامش
( 8 ) قال : فصل قالSM( 18 ) ( در ) وقت . . . و رسمSM: فيصفوا بها فى الحال . . . و حقيقة الحال عندى ظهور الحق للسر بنعت الكشف بلا كسب و رسمA