تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
دل‌تنگ گشتى ، و از غم عاقبت در غم فنا شدى . گفتنش كه « او عالم‌تر بود بسجود » و أمثال اين كلمات ، اشارت كند بدين كلمه كه او پيش از مسخ چنان بود . اكنون بخلاف آنست ، چنانچه خداى و رسول خبر داد . اين آخر كلام حسين است كه در تلبيس ابليس و شأن التباسش گفت .

351 فصل ( فى شرح طاسين التوحيد )

( 1021 ) گفت در جملهء طواسينش ، در يك طاسين كه طاسين توحيدست ، به آخر گفت « بعد از آن شرح ألف خامس آنست كه هو الحىّ و الحقّ واحد احد وحيد موحّد . و الواحد و التوحيد درو ازو ازوست بينونت بينونت . » « 12 » درين معنى صورتى كرد ، اينست . گفت « علوم توحيد متفرّدست مجرّد . توحيد را صورت ، اينست . گفت « صورت « 14 » موحّد نه صفت موحّد . » گفت « من اگر گويم كه رجوع توحيد به موحّدست ، توحيد را مخلوق نهاده‌ام . و اگر گويم كه بموحّد ، هر كه متوحّد شد ، چون با توحيد شود ؟ اگر
هامش
( 12 ) و التوحيد درو ازو ازوست بينونت بينونتSM: و التوحيد فى و عن و منه بينونة البينونةA( 14 ) بيان رمز : حرف ا با هفت د ؛ ا اولين حرف كلمهء « احد » ذات احديه ؛ د آخرين حرف كلمهء « احد » صفات
شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 532 | روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس ) / هانرى كربن