( 814 ) قال : بدين كلمه آن خواهد كه حقّ منزّهست از ادراك ايمان خلق او را « 2 » ، و محيط شود معرفت خلق را « 1 » . قال اللّه تعالى
« وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً . »
« 3 » نه مهتر غمناكان محبّت در سراب ازل دم « لا احصى ثناء » زند ؟ آنگه گويد « اگر سبحات جلالش چشمها را پيدا شود ، همه را بسوزاند . » اين رشك توحيد عارفان است ، و درد فناء محبّان . ايشان دانند كه كوه طور از تجلّى چون پست گشت ، و موسى از صعقه چون مست شد . آشفتگان قدس شناسند عجايب كشوف قدم در قرام كرم . از آنست كه هر روز ازل را شايقتر آيند ، « 8 » و أبد را عاشقتر . « 9 »
( 815 ) متفرّقات كلام حسين بن منصور « 10 » را - قدّس اللّه روحه - شرح داديم . طواسينش را به زبان شطّاحان بغرايب نكت عبارت كنيم - ان شاء اللّه - زيرا كه آن از فضيلات رسمى بس عجايبست ، و علومى بس غرايب . وفّقنا اللّه بشرحها و أيّدنا بكشفها للمسترشدين الصادقين بمنّه وجوده !
276 فصل ( فى شرح كتاب الطواسين للحلّاج )
( 816 ) قال : حديث طواسين نامى چند است كه ( آن را ) در فصلى
هامش
( 2 ) او را : + يلور ( ؟ )SM( 1 ) خلق را : خلقSM( 3 )وَ لا يُحِيطُونَ . .: سورهء 20 ( طه ) آيهء 109
( 8 ) آيند : آيدSM( 9 ) عاشقترS: + آيدM( 10 ) منصور را . . . روحهM: منصور قدس اللّه روحه راS