مىكشتند ، كه « برهان چيست ؟ » گفت « شواهدى چند است كه حقّ درو پوشيد اهل اخلاص را ؛ در نفوس « 2 » آن را جاذب قبول پديد آمد . » گفتند « اين زندقه است . »
( 738 ) قال : شواهد برهان حقّ است كه در اهل حجّت پوشند خاصّان را . آنگه بذات آيات نفوس و قلوب عامّه را بواسطهء صديقان به خود جذب كرد . قال اللّه تعالى
« آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ . »
« 6 » فقال
« فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ . »
« 7 » خبر از نور معرفت داد در جان عارفان آن شمسهء كه از قرصهء شمس قدم نور گيرد .
شعاع آن نور در جباه سلاطين معرفت پيداست ،
« تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ . »
« 9 » هر كه آن نور بيند ، به آن نور حقّ را بيند . ازين سبب عاشقان را گفتند كه « الصّوفىّ هو اللّه » ، زيرا كه نگين نقش « لولاك » و سيّار عالم افلاك خود را شواهد فعل در صفت نهاد ، گفت « من رآنى فقد رأى الحقّ . » اشارت از قدم چنين آمد كه قدم را قدمى
« يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ . »
« 13 »
250 فصل ( فى الشطحيّة 24 للحلّاج )
( 739 ) از حسين نقل كردهاند كه به عرفات ايستاده بود . گفت « ترا
هامش
( 2 ) در نفوس . . . پديد آمدSM: يحدث فى النفوس اليها جاذب القبولA( 6 )آياتٌبَيِّناتٌ . .: سورهء 29 ( العنكبوت ) آيهء 48
( 7 )فَلَمَّا جاءَهُمْ . .: سورهء 61 ( الصف ) آيهء 6
( 9 )تَعْرِفُهُمْ . .: سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 274
( 13 )يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ . .: سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 197