تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
عيّاران برآويختند ، مرغان مقدّس از چمن صورت برانگيختند ، و خود را نشانهء ظلم كردند ، ليكن آنها باز آشيان بساتين غيب قرب رسيدند ، و اجسام باليه را بدست اين غولان بگذاشتند . اگر چه خونها ريختند ، كسبشان جز فرحى قليل نبود ، عاقبتشان جز ترحى طويل نبود . اين جاى در عار و شنار بماندند ، و آنجا در ندامت و نار ، به بدى « 5 » معروف شدند ، و از مأمول رياست خوار « 6 » همان مهتران سبق بردند ، در رفع درجات و ارتقاء مقامات در دو عالم طعن طاعنان به نااهلان باز كردند ، و ايشان را فضل و شرف زيادت شد . حق - سبحانه و تعالى - خطر و قدر ايشان بزرگوارتر كرد ، و آن مفلسان را خايب و خاسر گردانيد ، معروف سمت ظلم الى يوم القيامة . ( 48 ) چه بودى اگر به خود مشغول شدندى و بحث در علوم ايشان نكردندى ، تا در خون اين مهتران نه افتادندى ؟ دريغا اگر بدانندى « 12 » كه علوم الهى نه همه آنست ، كه ايشان بخواندند . اگر فرق علما بدانستندى ، در درجات علم نگشتندى . ميراث‌داران
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
« 15 » مطايا محمل
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ »
« 14 » نسوختندى . حاملان اوقار خرمن
« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
« 16 » آنها كه در مكتب الهام بر لوح اسرارشان صد هزار « شين » عشق در « عين » عيان ازل چون « سين » اسرار تاج انداخته‌اند ، و حرف « غين » و « قاف » در غيبت
هامش
( 5 ) به بدى : تندىMنتدىS( 6 ) رياست‌خوارSM: شايد « رياست‌خواه » ( 12 ) بدانندىSM: شايد « بدانستندى » ولى در جملهء بعد همين فعل آمده ( 15 ) سورهء 2 ( البقرة ) آية 29 ( 14 ) سورهء 33 ( الاحزاب ) آيهء 72 ( 16 ) سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 65