بود كه از كاس محبّت نخوردى ؟
« فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ »
« 2 » ،
« ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا »
« 1 » . آخر اين درد از آثار
« سُنَّةَ مَنْ
« 3 »
قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ
« 4 »
مِنْ رُسُلِنا »
است
« ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً »
« 5 » .
6 فصل فى امتحان القوم و وقعتهم
( 43 ) خوش باش كه آخر نه ذو النّون مصرى را بدست متوكّل باز دادند ، تا آن همه سؤال و جواب بگفت و بشنيد . حكايت كند ابو الفرج كه با ذو النّون در زورق بودم . جماعتى ديگر ديدم كه در زورقى ديگر نشسته بودند ، و بشتاب مىرفتند . يكى گفت « اينها خواهند رفت كه بر ذو النّون پيش سلطان به زندقه گواهى بدهند . » ذو النّون گفت « الهى ! اگر دروغ زنند ، بگير ايشان را ! » سخنش تمام نشده بود كه زورق بديشان فروگرديد ، و همه غرق شدند . گفتم « انگار كه اينها مجرماند ، فما بال الملّاح ؟ » گفت « آخر ايشان را برگرفته بود ، امّا چون فردا شهيد برخيزند به از آنك شاهدان زور برخيزند . هر دو دست بيفشاند ، گفت « به عزّتت كه ديگر بار بر خلقت دعاى بد نكنم . »
( 44 ) و نيز سمنون محبّ بجمال و حسن معروف بود . در مجلس او زنى بود ، و به دو عاشق گشت از نيكورويى و خوشآوازيى كه داشت .
هامش
( 2 ) سورهء 46 ( احقاف ) آيهء 35
( 1 ) سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 3
( 3 ) سورهء 17 ( بنى اسرائيل ) آيهء 79
( 4 ) قبلك : من قبلكSM( 5 ) سورهء 74 ( المدثر ) آيهء 11