تأييد مىكند : « 1 »
شيخ دين مرشد پناه خلق احمد جرمپوش * آنكه جاهش بر سر گردون مصلا افكند
مقتداى خلق عالم رهنماى طالبان * آنكه گردون سر به زير پاش دروا افكند
آنكه از انفاس پاكش زنده گردد مردهدل * در ميان خلق عالم رسم احيا افكند
پارهاى از جبهء پاكش رداى عرشيان * خاك درگاهش بسر بر چرخ خضرا افكند
طالب از خاك درش كحل بصر سازد همى * و اصل از نور جمالش چشم بالا افكند
و چند بيت ديگر بر همين قياس و عباراتى مشابه كه نقل آن در اينجا زائد است .
حاصل مجموع اين بحث البته اين نيست كه شيخ جام اصلا ديوانى نداشته و شعرى نسروده است . در كتاب مقامات گاه اشعارى نقل شده كه روىهمرفته 8 - 9 بيت آن بدون ترديد از خود احمد است و در منابع مختلفه هم روىهمرفته دو غزل و چندين رباعى و قطعه و يك تكبيت كه جمعا 52 بيت مىشود از احمد نقل كردهاند . از ميان اين اشعار غزل هشت بيتى مندرج در مجالس المؤمنين و روضات الجنات و رباعى مندرج در كتاب اخير ساخته و پرداختهء مؤلفان اين دو كتاب و براى اثبات شيعى بودن شيخ احمد است . غزل نه بيتى مندرج در مجالس العشاق را هم با آنكه داراى تخلص احمد است مانند همهء مطالب و داستانهاى آن كتاب بايد با احتياط تلقى كرد . اميد كه روزى نسخهء صحيحى از ديوان اصلى شيخ بدست آيد . اينك براى مزيد فايده چند نمونه از اشعار
هامش
( 1 ) - ديوان چاپى ص 59 اين غزل نيز مانند ساير غزلهاى ديوان در نسخهء مطبوع بسيار درهم و مغلوط چاپ شده و متأسفانه نسخهء خطى نيز كه در دسترس بنده است چندان پاكيزهتر از متن چاپى نيست ناچار اينجانب پس از مقايسهء آن دو ، چند بيت را در اينجا نقل مىكنم كه صحيحتر به نظر مىرسد و يا خطاى آنچنان آشكار است كه تصحيح نگارنده تصرف محسوب نمىگردد و دور از امانت نيست .