جمالت آفتاب هر نظر باد * ز خوبى روى خوبت خوبتر باد
كسى كو بستهء زلفت نباشد * چو زلفت درهم و زير و زبر باد
چو لعل شكرينت بوسه بخشد * مذاق جان من زو پرشكر باد
احمد ص 75 :
جمالت منظر اهل نظر باد * ز خاك پاى تو كحل بصر باد
هر آنكس كو نياويزد به زلفت * چو زلفت دائما زير و زبر باد
به ياد آرم حديث لعل شيرينت * دهانم زان حلاوت پرشكر باد
در ميان غزلهاى كليات شمس نيز مشابهتهاى آشكار با پارهاى از اشعار ديوان احمد ديده مىشود و وابستگى يكى از آن دو به ديگرى كاملا پيداست : « 1 »
1 - ديوان كبير 1 / 183 :
در هوايت بىقرارم روز و شب * سر ز پايت بر ندارم روز و شب
ديوان احمد ص 21 :
مست جام شوق يارم روز و شب * زان خمار اندر خمارم روز و شب « 2 »
2 - ديوان كبير 1 / 249 :
عاشقى و بىوفائى كار ماست * كار كار ماست چون او يار ماست
ديوان احمد ص 39 :
عاشقى و بينوائى كار ماست * بينوائى نيست گر او يار ماست « 3 »
3 - ديوان كبير 2 / 180 :
لطفى نماند كان صنم خوشلقا نكرد * ما را چه جرم اگر كرمش با شما نكرد ؟
هامش
( 1 ) - كليات شمس تبريزى ، جزء يكم و دويم ، بهمت استاد فروزانفر ، چاپ دانشگاه تهران .
( 2 ) - اين مصراع با تفاوتى اندك ( خمير بجاى خمار اول ) مصراع دوم بيت هفتم غزل مولانا را تشكيل مىدهد
( 3 ) - از بجاى او كه در نسخهء چاپى آمده البته خطاست .