دردمند و دردنوشم روز و شب * عاشقانه در خروشم روز و شب
احمد ص 21 :
مست جام شوق يارم روز و شب * زان خمار اندر خمارم روز و شب
2 - نعمت ص 403 :
چشم مستت بخواب مىبينم * لعبتى بىنقاب مىبينم
احمد ص 103 :
ماه را در نقاب مىبينم * بحر را در حباب مىبينم
3 - نعمت ص 81 :
عاشقى و بادهنوشى كار ماست * نقل بزم عاشقان گفتار ماست
احمد ص 39 :
عاشقى و بينوائى كار ماست * بينوائى نيست گر او يار ماست
4 - نعمت ص 98 :
آمد ز درم نگار سرمست * رندانه و جام باده بر دست
صد فتنه ز هر كنار برخاست * او مست درين ميانه بنشست
احمد ص 46 :
سرمست رسيد جام در دست * در حلقهء ما نگار سرمست
برخاست قيامتى در آن دم * كو آمده در ميانه بنشست
5 - نعمت ص 293 :
عاشقان اول ز جان باز آمدند * آن گهى در عشق جانباز آمدند
خون دل در جام جان كردند از آن * با لب معشوق دمساز آمدند
احمد ص 73 :
عاشقان در عشق جانباز آمدند * در هواى جان ز جان باز آمدند