شاعرى متأخر است وجود شباهتهاى زياد ميان مقدارى از غزلهاى اين ديوان با غزلهاى كسانى است كه در قرون پس از احمد مىزيستهاند بهطورىكه اقتباس و يا استقبال از اين شاعران در آنها هويداست و قطعا رابطهاى ميان آنها وجود دارد .
نگارنده محض نمونه ديوان مزبور را با ديوان عطار و ديوان شاه نعمت اللّه ولى مقايسه كردم و مقدارى از اين قبيل اشعار بدست آوردم . در اينجا نمونههاى مزبور را نقل مىكنم بدينطريق كه از غزلهاى مشابه نخستين ابيات را مىآورم خوانندگان گرامى خود به ديوانهاى مزبور مراجعه و تمام غزل را تطبيق نمايند « 1 » .
1 - عطار ص 69 :
دلى كز عشق جانان دردمند است * همو داند كه قدر عشق چندست
احمد ص 35 :
دلى كز درد عشقت دردمندست * مر او را درد دائم سودمندست
2 - عطار ص 81 :
عاشقى نه بىوفائى كار ماست * كار كار ماست چون او يار ماست
احمد ص 39 :
عاشقى و بينوائى كار ماست * بينوائى نيست گر او يار ماست
3 - عطار ص 66 :
اى بىنشان محض نشان از كه جويمت * گم گشت در تو هر دو جهان از كه جويمت
احمد ص 39 :
اى لامكان صرف مكان از كه جويمت * در هر دو كون نيست نشان از كه جويمت
4 - عطار ص 91 :
چون جمله توئى همه جهان چيست ؟ * ور هيچ نيم من اين فغان چيست ؟
هامش
( 1 ) - ديوان قصايد و غزليات عطار نيشابورى ، با تصحيح و مقدمهء سعيد نفيسى ، طهران 1319