C
مر [ در ] اخبر كرده 4 -
A
برنا :
C
مرد 11 -
A
برفتند :
C
بر گرفتند 13 -
C
فرا هندآباد 17 -
A
چون به شد :
C
چون روز ديگر بازآمد 17 -
C
چنان نبايد كه چون به شوى
ص 163 : 7 -
A
با آن سر :
C
با حال 12 -
C
او را مگذار كه برخيزد 15 -
A
كه برخيزى :
C
- 15 -
A
مىبينم : نبينم 17 -
A
مدهوش :
C
بىهوش
ص 164 : 2 -
C
ديو ندان 4 -
C
هيچ خبر نمىداشت
ص 165 : 4 -
A
يكى :
C
- 8 -
C
باشد از هرچه عظيمتر است 10 -
A
از پى :
C
-
ص 166 : 2 -
A
بفرمان . . . الخ :
C
- 7 -
A
نيك :
C
- 8 -
A
بوزجان :
C
- 9 -
A
ابرى برآمد و خداوند تعالى باران بداد عظيم :
C
خداوند تعالى ابرى فرستاد و باران در استاد 15 -
A
خانقاه :
C
خانه
ص 167 : 1 -
C
انر رحمه اللّه 1 -
C
مريدى شيخ الاسلام قدس اللّه روحه العزيز 3 -
C
گوشهء دل 5 -
C
قصد سفر حجاز
ص 168 : 2 -
C
قاضى حماد و امير انر از آن خبر نمىداشتند كه چه مىسازند ، در مسجد 7 -
C
بدين همچنين ايمان دارد 7 -
A
به :
C
- 10 -
A
و در آن :
C
پيش از آنكه 12 -
A
فرامرزن :
C
فرامرز 19 -
A
در خون خويش شدى : در خوف شد
ص 169 : 3 -
C
امير جاولى سلطانى 7 -
C
برفت و از عجز بازگشتند 8 -
A
سلطان :
C
- 8 -
A
آمد :
C
- 12 -
A
جز خداى تعالى :
C
-
ص 170 : 4 -
C
و در آن باب سه نامه فرستاد 4 -
C
چون سه چهار ماه 14 -
A
چرا :
C
تا چرا 19 -
C
آن اعتماد تو 19 -
C
بر جاى دارم
ص 171 : 2 -
A
و سلطان را بديد :
C
- 4 -
C
ديگر گفت 5 -
C
كاريز كهنه 6 -
A
بقدرت . . . الخ :
C
- 8 -
C
منصور 12 -
A
خاطر :
C
-
ص 172 : 6 -
C
برو و پدر 12 -
A
صبر بايد كرد :
C
- 17 -
C
بكشتند و كافران بگرفتند 19 -
A
نگفت :
C
نگويد
ص 173 : 2 -
C
كلاغجى 9 -
A
نطفه :
C
آب نقطه 11 -
A
برادر :
C
- 12 -
A
دوئى :
C
دوگانه
ص 174 : 1 -
A
روز آدينه :
C
ديگر روز 7 -
C
نيز در خواب نشدم چنانچه بود من نيز 8 -
A
كه چه بود :
C
- 10 -
A
بريد :
C
مؤيد 15 -
C
چون به نزديك
ص 175 : 2 -
A
گفتم :
C
گفت 4 -
A
كبكى :
C
كوكى 5 -
C
بجسته است 7 -
C
نيز نيامد 10 -
C
يك درخت سيب 14 -
A
بدان درخت نظر كرد :
C
را از آن بار كرد ( كذا ) 15 -
C
آورد ، بخوردند
ص 176 : 10 -
C
اقرار آرى 10 -
C
گفت : آورم 11 -
C
اقرار نياورد 13 -
A
كافر :
C
گبر