او را تشريف دادى . او عزم فسخ كرد . جماعتى از راه بىاعتقادى در آن سخن بنگريستند و او را بر آن داشتند تا به جنگ او رود ، چون برفت با لشكر و عدت تمام سلطان شاه او را هزيمت كرد و خلقى از لشكر ملك طغانشاه كشته شدند و او به هزار حيله جان بيرون آورد ، و نيز در ملك طغانشاه هيچ رونق نماند ، و او بيشتر خراسان بگرفت « 1 » .
هامش
( 1 ) ر ك بروضة الرياحين ، ص 70