تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
به سلامت بيرون آريد و هيچ فرياد و مشغله مكنيد تا دختر بنترسد . و رفتند و دختر را برآوردند كه سر موى بوى نيازرده بود . و چون دختر از خواب بيدار شد بترسيد او را صفراء آورد . ديگر شب شيخ الاسلام او را بخواست و در عقد و نكاح خود درآورد . آن شب شست بار با وى دخول كرد ، گفت : اگرنه آن بودى كه المى بجان وى رسيدى اين را به صد بار بردمى تا مادر تو نگويد كه احمد پيرست . سر نه ماه را از وى پسرى آمد ، او را عبد اللّه نام كردند . و ازين واقعه تمامت ولايت جام خبر دارند . و ازين كرامتها بسيارى ديده‌ايم و همه روزگار او ( و همه -
B C
) سخنها [ ى ] او عين كرامت بوده است . فامّا از هزار يكى و از بسيارى اندكى در قلم آمد تا ياران و مريدان و دوستان مىخوانند شاد مىگردند ، و دشمنان مىگدازند ، و منازعان مىسوزند . هر دو را زيادت باد .
سوزش دشمنان و نازش دوست * هر دو تا نفخ صور باقى باد

180 - گريستن صفه در مرگ شيخ « 1 »

ديگر كرامتى كه در وقت وفات اين بزرگوار دين قدس اللّه روحه العزيز ظاهر شده است . اول كرامت اين بود كه چون فرمان حق تعالى در رسيد ، او را در ده معدآباد در خانقاهى كه باسم ويست در صفه [ اى ] كه بر جايست بر جانب شمال است ، و خلقى آنجا حاضر بودند ، كالبد مبارك او قدس اللّه روحه العزيز از جان پاك مقدس خالى كرد . آن صفه هم چنان كه جمله خلايق مىگريستند آن صفه بگريست چنان كه از زير هر خشتى كه در سقف آن صفه بود آب روان شد بر مثال اشك در ميان تابستان و بعد از وفات او سالها اثر آن همچنان ظاهر بود كه همه خلق مىديدند ، تا آن‌وقت كه عمارت خانقاه مىكردند و همه مواضع را در گل
هامش
( 1 ) - خلاصهء اين حكايت ( از « چون فرمان » تا « آن اثر ناپيدا شد » ) در نسخهءCورقa148 در ذيل عنوان « كرامات كه بعد از وفات شيخ الاسلام ظاهر شده » نقل گرديده است .