بنده معدود و مقدور بود و جزاى آفريننده « 1 » جاويد و مؤبّد بود . آنچ جاويد « 2 » و مؤبّد بود ، به « 3 » از آنك معدود « 4 » و مقدّر بود . و ديگر عمل بنده باروى و ريا بود ، و جزاى آفريننده با وصل و لقا بود . آنچ با وصل و لقا بود ، به « 5 » از آنچ با روى و ريا بود . پس چون جزاى حق « 6 » بىمنتها بود ، نيكوترين جزاها بود .
ديگر صورت آدم را نيكو « 7 » گفت :
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ »
« 1 - » زيرا كى اگر « 8 » صورت آدم بر خلاف « 9 » صورت بنىآدم « 10 » بود ، مصوّرش پادشاه عالم بود « 11 » ؛ و صورتى « 12 » را كى مصوّر او بود ، در نهاد خود زيبا و نيكو بود . هر كسى صورت كند ، لكن « 13 » نتواند درو سمع و بصر « 14 » و حيوة و قوّة پيدا كند « 15 » . جبّار عالم صورتى از خاك مهيّا كرد و سمع و بصر و حيات و قوت و خواست « 16 » درو پيدا كرد ، تا بدانند كى صورت او نيكوترين صورتها بود « 17 » . و هر كسى كى صورتى كند از آب و خاك و از آتش و باد نگاه « 18 » دارد بقدرت خود « 19 » . جبّار عالم برين هر « 20 » چهار اصل صورت نگاشت « 21 » : بر باد صورت عيسى بنگاشت و طهارت به دو داد
« فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا . »
« 2 - » بر آتش صورت جنّيان بنگاشت و لطافت به دو داد :
« وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ . »
« 3 - » و بر آب صورت آدميان بنگاشت و صباحت به دو داد و جمال به دو داد « 22 » :
« صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ . »
« 4 - » و بر خاك صورت آدم بنگاشت و حسن و ملاحت به دو داد :
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ
« 23 »
فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ . »
« 5 - » پس بر او ثنا كرد « 24 » و گفت : نيكو
هامش
( 1 ) - خداوند بىعدد
( 2 ) - جاودان
( 3 ) - بهتر
( 4 ) - محدود
( 5 ) - بهتر
( 6 ) - + بىروى و بىريا
( 7 ) - نيكوتر
( 8 ) - ندارد
( 9 ) - بخلاف
( 10 ) - صورتهاء ديگر بود
( 11 ) - « مصورش پادشاه عالم بود » ندارد
( 12 ) - صورت
( 13 ) - و ليكن
( 14 ) - + كنند
( 15 ) - كنند
( 16 ) - « و قوت و خواست » ندارد
( 17 ) - است
( 18 ) - آب و آتش و خاك و باد نگه
( 19 ) - « بقدرت خود » ندارد
( 20 ) - ندارد
( 21 ) - بنگاشت
( 22 ) - « و جمال به دو داد » ندارد
( 23 ) -« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ »ندارد
( 24 ) - ندارد
( 1 - ) سورهء تين / 4
( 2 - ) سورهء تحريم / 12
( 3 - ) سورة الرحمن / 15
( 4 - ) سورهء مؤمن / 66
( 5 - ) سورهء تين / 4