را در امّت خود شفاعت بود ، تنها « 1 » پيغامبر ما را صلع در امّت خود شفاعت بود . « 2 »
ديگر كلمات « 3 » بانگ نماز را نيكوترين كلمتها خواند « 4 » ، زيرا كى درو كلمهء توحيد [ 10 الف ] و شهادت است و اقرار بوحدانيت است و تحريص به طاعت « 5 » است و تعظيم خداوند جمال « 6 » و جلال و عزّتست . مؤذن بفتوى صاحب شريعت امين درگاه عظمتست « 7 » « المؤذنون امناء اللّه . » حشر مؤذنان در « 8 » قيامت با اهل ولايت و شهادت و نبوت است .
مصطفى صلع « 9 » گفت : هرك « 10 » يك سال مؤذنى كند ، حشر او با اوليا بود ، و آنك دو سال « 11 » كند ، حشر او با شهدا بود ، و آنك سه سال « 12 » كند ، حشر او با انبيا بود ، و آنك ازين سه سال برگذرد « 13 » ، پادشاه عالم او را برفيق بازنگذارد « 14 » مونس و دوست و رفيق و يار « 15 » و دلارامش خدا بود . و در خبر « 16 » مىآيد از مصطفى صلع « 17 » كى مؤذّن از دار دنيا رخت برنبندد « 18 » ، تا نخست « 19 » در بهشت جاى خود « 20 » نبيند . پس چون در اذان اين همه فضيلتها بود ، اذان در نهاد خود نيكوترين كلمتها بود .
ديگر جزاء خود را نيكوتر گفت :
« لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا . »
« 1 - » زيرا كى عمل بنده فانى بود و جزاى خدا « 21 » باقى بود و باقى از فانى نيكوتر بود .
و ديگر عمل بنده چنان بود كى ازو آيد و جزاى آفريننده چنان بود كى ازو آيد ، و آنچ از خداوندان « 22 » آيد بهتر از آن كى از بندگان « 23 » آيد . ديگر عمل
هامش
( 1 ) - ندارد
( 2 ) - + پس چون وا مسلمانا حق را اين چندين كرامتها بود دين مسلمانى نيكوترين ملتها بود
( 3 ) - ندارد
( 4 ) - گفت
( 5 ) - بر طاعت
( 6 ) - متن : ندارد
( 7 ) - قوله عليه الصلاة و السلام
( 8 ) - روز
( 9 ) - عليه الصلاة و السلم
( 10 ) - هر كسى
( 11 ) - + مؤذنى
( 12 ) - + مؤذنى
( 13 ) - بگذرد
( 14 ) - توفيق وانگيرد ازو
( 15 ) - ياور
( 16 ) - « در خبر » از اصل افتاده
( 17 ) - صلى اللّه عليه و سلم
( 18 ) - رحلت نكند
( 19 ) - + جاى خود
( 20 ) - ندارد
( 21 ) - او
( 22 ) - خداوند
( 23 ) - بنده
( 1 - ) سورهء نور / 38