كما تقدّم فى الفصل السابق « 1 » . پس ملك باز فرستاد تا تدبير سالها چه باشد « 2 »
« قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً فَما حَصَدْتُمْ
« 3 »
. »
« 1 - » الآية .
لطيفه : يوسف « 4 » گفت : شما را [ 101 الف ] هفت سال نعمت بود و فراخى وسعت « 5 » بود ، و لكن بدان نعمت « 6 » منازيد ، به قدر قوت مىخوريد و باقى « 7 » در خوشه مىنهيد ، كى قحط و تنگى در پيش است ، تا فردا گرسنه نباشيد « 8 » . ملك تعالى با تو همين مىگويد :
« فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً . »
« 2 - » اى مؤمن ترا كى امروز حيات و معيشت « 9 » و برگ و ساز و « 10 » نعمت است « 11 » ، نگر تا بدين نعمت امروزينه « 12 » ننازى و جمله در « 13 » هواى خود « 14 » نبازى . به قدر قوت خود به دنيا مىخور ، و زيادتى « 15 » به قيامت « 16 » مىفرست كى گور و لحد در پيش است . تا درو اسير و بيچاره نمانى .
لطيفه « 17 » : « قوله « 18 » :
فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا . »
« 3 - » گفت به قدر قوت « 19 » خويش مىخوريد « 20 » و باقى در خوشه رها كنيد ، كى اگر از خوشه جدا كنيد ، درين هفت سال غبار « 21 » هوا درو « 22 » نشيند « 23 » سياه گردد « 24 » ، آنگه قوت خلق را نشايد .
« 25 » ملك تعالى با تو همين مىگويد : « 26 » آنچ از فرائض طاعتست ، به جماعت « 27 » مىگزار « 28 » ، و آنچ از نوافل و زيادتست ، از نظر خلق نگاهدار و در پردهء اخلاص بگذار ، كى
هامش
( 1 ) - « فى الفصل السابق » ندارد
( 2 ) - چيست
( 3 ) - + فذروه فى سنبله الا قليلا مما تأكلون
( 4 ) - « الآيه لطيفه يوسف » ندارد
( 5 ) - ندارد
( 6 ) - ندارد
( 7 ) - زياده
( 8 ) - نمايند . موعظه
( 9 ) - + و نعمت
( 10 ) - + و مملكت مىدارم
( 11 ) - « نعمت است » ندارد
( 12 ) - امروزى
( 13 ) - + راه
( 14 ) - ندارد
( 15 ) - باقى به راه
( 16 ) - قيامت
( 17 ) - قصه
( 18 ) - + تعالى
( 19 ) - + از خوشه بدر كنيد
( 20 ) - « خويش مىخوريد » ندارد
( 21 ) - برو
( 22 ) - « هوا درو » ندارد
( 23 ) - + و او را
( 24 ) - گرداند
( 25 ) - + موعظه
( 26 ) - + بندهء من
( 27 ) - + باخلاص
( 28 ) - بگزار
( 1 - ) سورهء يوسف / 47
( 2 - ) سورهء مجادله / 13
( 3 - ) سورهء يوسف / 47