تا بر كف تو نهم شراب اى درغوش « 1 » * تو مى خور و من ترا « 2 » همىگويم نوش
موعظه « 3 » :
مىگويد هرچ از تو در وجود مىآيد « 4 » در راه ما اجر آن ضايع نيست و بدرگاه ما آنچ تو « 5 » به من دهى به مثل آنت مكافا « 6 » كنم و باضعاف آن با تو مواسا كنم
« مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها »
« 1 - » الآية « 7 » . بنگر تا تو به من چه دادى كى من بهتر از آنت عوض ندادم . اگر تو به من جان دادى من به تو جنان دادم
« اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ »
« 2 - » الآية « 8 » و اگر تو به من دل دادى من به تو ايمان دادم
« وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ . »
« 9 » « 3 - » و اگر تو به من حج دادى من به تو امان دادم
« وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً . »
« 4 - » و اگر تو به من نماز « 10 » و طاعت « 11 » دادى من به تو نور معرفت « 12 » دادم
« يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ . »
« 5 - » و اگر تو به من زكات و صدقه « 13 » دادى من به تو پاكى و طهارت « 14 » دادم
« صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها . »
« 6 - » و اگر تو از بهر من قرآن خواندى تا من مىشنيدم و ترا مىديدم فردا من به صفت « 15 » تعالى و كبرياء « 16 » خود مىخوانم تا تو مىشنوى « 17 » و مرا مىبينى ، خواندن تو بلب و دندان [ بود ] و خواندن من بفضل و احسان ، اگر تو امروز در خواندن تكلّف كنى و دلها ببرى فردا من اگر نه در « 18 » خواندن « 19 » تلطّف كنم جانها ببرم .
بيت
در عشق علاج درد تو دانم من * وز « 20 » وصل خود انصاف تو بستانم من
هامش
( 1 ) - درنوش
( 2 ) - تا منت
( 3 ) - لطيفه
( 4 ) - آيد
( 5 ) - ندارد
( 6 ) - مكافات
( 7 ) - ندارد
( 8 ) - آيه را ندارد
( 9 ) - + الايمان
( 10 ) - ندارد
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - متن : نور و معرفت
( 13 ) - ندارد
( 14 ) - ندارد
( 15 ) - به وصف
( 16 ) - كبريايى
( 17 ) - شنوى
( 18 ) - « اگر نه در » ندارد
( 19 ) - به خواندن
( 20 ) - از
( 1 - ) سورهء انعام / 161
( 2 - ) سورهء توبه / 111
( 3 - ) سورهء حجرات / 7
( 4 - ) سورهء آل عمران / 91
( 5 - ) سورهء حديد / 12
( 6 - ) سورهء توبه / 104