روشنايى نه ، و از « 1 » خويشان و پيوستگان « 2 » بيگانه گشته است « 3 » و با كس آشنايى نه .
گناه بسيارش در ديوان « 4 » و به قيامتش جز رسوايى نه . آنكس كى در محل اين همه آفت بود ، او مستوجب « 5 » [ 82 الف ] رفق و مسامحت بود نه مستوجب « 6 » قهر و معاتبت بود .
نهم : زلزلهء قيامت را عظيم خواند « 7 » از بهر آنك چون خلق بصحراى قيامت حاضر شوند و آن آفات « 8 » و اهوال رستخيز ظاهر شود ، حق تعالى آن زمين قيامت را در جنباند « 9 » ، چنانك جملهء خلق عرصات از سهم و صدمت آن « 10 » بىهوش شوند و از خود خبر ندارند ، پس يك « 11 » بار ديگر در جنباند چنانك « 12 » به مقدار يك بدست از زمين براندازد ، تا خلق از مقدار يك بدست از بالا به زير آيد ، آنگه « 13 » ملك تعالى اين زمين « 14 » خاكى را درنورداند . چون « 15 » در نوشته باشد و زمين ديگر از نقرهء خام گسترانيده بود « 16 » . پس چون در « 17 » زلزال قيامت اين همه « 18 » الم است ، ازينجا گفتيم « 19 » كى زلزلهء قيامت كارى سهمناك و عظيم است . قوله تعالى « 20 » :
« إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ . »
« 1 - »
دهم : روز قيامت را عظيم گفت :
« لِيَوْمٍ عَظِيمٍ . »
« 2 - » روز قيامت روزى عظيم است ، زيرا كى روز اظهار هيبت بود « 21 » و روز عرض امت بود « 22 » ، و روز حشر و قيامت بود « 23 » و روز نقد اعمال و محاسبت بود « 24 » و روز درد و حسرت بود « 25 » و روز بلا و محنت بود « 26 » و روز پشيمانى و ندامت بود « 27 » . نه پيران را در آن روز حرمت بود و نه جوانان
هامش
( 1 ) - + همه
( 2 ) - ندارد
( 3 ) - ندارد
( 4 ) - + دارد
( 5 ) - مستحق
( 6 ) - مستحق
( 7 ) - گفتيم
( 8 ) - آفت
( 9 ) - بجنباند
( 10 ) - از سهم آن صدمت
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - + خلق
( 13 ) - ندارد
( 14 ) - بساط
( 15 ) - « در درنورداند چون » ندارد
( 16 ) - ندارد
( 17 ) - + در ضمن
( 18 ) - + عذاب اليم
( 19 ) - گفت
( 20 ) - « قوله تعالى » ندارد
( 21 ) - است
( 22 ) - است
( 23 ) - است
( 24 ) - است روز پشيمانى و ندامت است
( 25 ) - است
( 26 ) - « روز پشيمانى و ندامت بود » ندارد
( 27 ) - است
( 1 - ) سورهء حج / 1
( 2 - ) سورهء مطففين / 5