قرأ الملكان المعوذتين و حفظها رسول اللّه صلع « 1 » . » سيد ديگر روز على را « 2 » بفرستاد تا آن جادوى « 3 » را بياورد « 4 » ، و آن طلع خرما « 5 » را از هم باز كردند و آن رشته را « 6 » بيرون آوردند « 7 » .
يازده گره برو بود « 8 » ، آن طلع را بسوختند و آن گرهها بدست هيچكس گشاده نمىشد . در ساعت جبرئيل عليه السلم « 9 » آمد و اين سورتهاى « 10 » معوذتان « 11 » آورد و گفت : يا رسول اللّه خداى تعالى مىگويد « 12 » : كليد اين بندها اين آيتهاست كى به تو فرستادم « 13 » ، آيتى آيتى مىخوان « 14 » و گرهى گرهى مىگشاى « 15 » . چون اين يازده آيت خوانده شد ، آن يازده گره گشاده شد . چون گره گشاده شد « 16 » ، اندام مبارك « 17 » رسول « 18 » [ 72 ب ] از الم و درد رسته شد . آن چنان « 19 » چرا شد ؟ زيرا كى در درد خود پناه به حق آورد « 20 » ، لاجرم بعلاج و درمان خود راه برد .
[ چهارم ] « 21 » : مؤمن از شيطان پناه به حق برد ، لاجرم به مقصد و مقصود خود راه برد ، و آن دلالت او را كى كرد هم « 22 » خداى « 23 » تعالى كرد ، گفت : « و اذا قرء القرآن « 24 » فاستعذ باللّه من الشيطان الرجيم . « 25 »
« وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ
« 26 »
. »
« 1 - » ملك تعالى مىگويد : دنيا در نهاد خود غدّار است و ترا درين دنياى غدّار « 27 » دشمن مكّار است ، و با شيطان « 28 » خاكسار « 29 » ترا « 30 » مصاف كردن دشخوار است ، زيرا كى « 31 » او ترا مىبيند
هامش
( 1 ) - از « و قيل قرأ . . . » ندارد
( 2 ) - + رضى اللّه عنه
( 3 ) - جادوانه
( 4 ) - بياوردند
( 5 ) - ندارد
( 6 ) - + از آن
( 7 ) - كرد
( 8 ) - زده بود
( 9 ) - « عليه السلم » ندارد
( 10 ) - ندارد
( 11 ) - معوذتين
( 12 ) - « خداى تعالى مىگويد » ندارد
( 13 ) - فرستادند
( 14 ) - مىخواند
( 15 ) - مىگشاد
( 16 ) - « چون گره گشاده شد » ندارد
( 17 ) - ندارد
( 18 ) - + عليه الصلاة و السلم
( 19 ) - ندارد
( 20 ) - برد
( 21 ) - متن ندارد
( 22 ) - ندارد
( 23 ) - + تعالى فرد و صمد قوله تعالى
( 24 ) - از « تعالى كرد گفت . . . » ندارد
( 25 ) - + و قوله تعالى
( 26 ) - + من الشيطان الرجيم
( 27 ) - ندارد
( 28 ) - + رجيم
( 29 ) - است
( 30 ) - + با وى تنها
( 31 ) - + تو او را نمىبينى
( 1 - ) سورهء اعراف / 199