از تو باز نگيرم ، بلك « 1 » تمام كنم ، « 2 »
« وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ . »
« 1 - » در بلاء من صبر نكنى ، من به بىصبرى تو بلا بر تو دايم نگردانم « 3 » بلكه انابت « 4 » كنم ، « 5 »
« أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ . »
« 2 - » طاعت من مىندارى « 6 » از تو بيزار نگردم بلك عفو و رحمت كنم ، « 7 »
« وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ . »
« 3 - » از مناهى و محظورات شرع مىنپرهيزى ، من بر گناه ترا عقوبت نكنم بلك بفضل و كرم خود « 8 » كفارت كنم ، « 9 »
« قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ . »
« 4 - » تا بدانى كى از تو جز جفا و خيانت و بيزارى « 10 » نيايد ، و از من جز « 11 » حمايت و مهربانى نيايد .
لطيفه « 12 » :
زليخا چون قصد وصال يوسف كرد ، او را در خانه كشيد و درها را « 13 » در بست و پردهها را « 14 » فروگذاشت ، آن چنان چرا كرد ؟ تا از صحبت ديگران فرو بماند « 15 » ، جز بوصال او مشغول نباشد . پادشاه عالم « 16 » چون بنده را به كمند عنايت صيد كند و بميدان و داد خود درآرد ، به ژندهء ادبار دنيايش در پوشد ، درهاى راحت و شهوت « 17 » دربندد . آن چنان چرا كند ؟ تا از صحبت خلق فروبماند « 18 » ، جز بجمال « 19 » او مشغول نباشد « 20 » .
قصه :
چون « 21 » يوسف « 22 » در در نگاه كرد ، بسته ديد . چون در روى زليخا نگاه كرد ، آراسته ديد . چون در زلف او نگاه كرد ، پيراسته ديد . و چون در تخت نگاه كرد ، پر از بستر و نهالى ديد ، و چون در خانه نگاه كرد ، از خلق خالى ديد .
هامش
( 1 ) - بل زياده كنم
( 2 ) - + و قوله تعالى
( 3 ) - نگذارم
( 4 ) - ازالت
( 5 ) - + قوله تعالى
( 6 ) - + من به بىطاعتى
( 7 ) - + قوله تعالى
( 8 ) - « و كرم خود » ندارد
( 9 ) - + قوله تعالى
( 10 ) - ويرانى
( 11 ) - + رحمت و
( 12 ) - در متن : قصه
( 13 ) - به دو
( 14 ) - ندارد
( 15 ) - ماند
( 16 ) - + جل جلاله
( 17 ) - شادى
( 18 ) - ماند بصحبت خالق پيوندد
( 19 ) - + بىمثال
( 20 ) - نشود
( 21 ) - ندارد
( 22 ) - + چون
( 1 - ) سورهء بقره / 145
( 2 - ) سورة النمل / 63
( 3 - ) سورهء مائده / 18
( 4 - ) سورهء يونس / 58