ديگر درآمد و گفت : يا رسول اللّه من مردىام گناهكار « 1 » و در پدر و مادر « 2 » عاق شده و ايشان از من آزرده به گور شده « 3 » آن را بچه كفارت كنم ؟ سيّد گفت « 4 » : پنج نماز بهپاى دار . « 5 » « و كذا ثالث و رابع دخلا و ذكر ذنوبا مختلفا فامرا لكل بالمحافظة على الصلاة « 6 » . » جابر بن عبد اللّه « 7 » گفت : يا رسول اللّه تو طبيب بيمارانى ، و هر دردى را « 8 » دوايى باشد ديگر گونه « 9 » چهار كس درآمدند و دردهاء مختلف بر تو عرضه « 10 » كردند ، همه را شربت يكسان دادى . « 11 » گفت : اى جابر اين شربت نه از خود دادم « 12 » بلكى از مشرب خاص حق دادم « 13 » .
قوله تعالى :
« وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ . »
« 1 » ملك تعالى « 14 » مىگويد « 15 » : اى كسى كى همه عمر خود گناه كردى تا ديوان خود را سراسر « 16 » از مخالفت سياه كردى ، مىخواهى كى دريافت قبول ما حيلتى كنى و اين علت « 17 » خود را معالجتى كنى ؛ پشيمانى بدل درآر و پنج نماز را در وقت خود بگزار ، تا ما به نظر لطف در آن « 18 » ديوان عصيان تو نظر كنيم ، هر زلّتى را بطاعتى بدل كنيم :
« إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ . »
« 1 - » پس پيدا گشت كى بدين اشارت محسن نماز كن است « 19 » . اگر مىخواهى كى محسن باشى نماز كن باش .
موعظه :
نماز را شرائط است و طهارت شرط صحت نماز است . قوله عليه السلم : « 20 »
هامش
( 1 ) - مردى گناهكارم
( 2 ) - مادر و پدر
( 3 ) - + از معاملهء خود پشيمان شدهام
( 4 ) - + عليه الصلاة و السلم
( 5 ) - + و همچنين چند كس آمدند و گناههاء مختلف مىگفتند و او اين مىفرمود
( 6 ) - از « و كذا ثالث و رابع . . . » ندارد
( 7 ) - « بن عبد اللّه » ندارد
( 8 ) - + دارو و درمانى و هر دردى را دارويى ديگر بود
( 9 ) - « دوايى باشد ديگر گونه » ندارد
( 10 ) - عرض
( 11 ) - + سيد صلى اللّه عليه و سلم
( 12 ) - نمودم
( 13 ) - فرمودم
( 14 ) - + و تقدس
( 15 ) - مىفرمايد
( 16 ) - سر بسر
( 17 ) - معلول
( 18 ) - ندارد
( 19 ) - نمازكننده بود
( 20 ) - « قوله عليه السلم » ندارد
( 1 - ) سورهء هود / 115