لطيفه
: ندانم تا « 1 » درخواست بنده « 2 » نگرم يا در داد « 3 » آفريننده . اين مىخواهد بىحجاب و بىبار و او مىدهد بىدرنگ و بىشمار ، چنانست كى مىگويد « 4 » مكن آهنگ هيچ درگاه و در همه كارى به من « 5 » پناه و هرچ خواهى از من خواه « 6 » . همه عاجزند قادر منم ، همه از تو « 7 » غايبند حاضر منم ، اگر يار خواهى يار توم ،
« فَنِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ . »
« 1 - » « 8 » و اگر دوست خواهى دوستدار توم ،
« اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ . »
« 2 - » و اگر نگاهدارنده خواهى رقيب « 9 » و نگهدار توم ،
« قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ . »
و اگر نعمت خواهى منعم و پروردگار توم « 10 » ،
« وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ . »
« 3 - » و اگر حديث خواهى محدّث توم « 11 » و سخنگزار توم ،
« اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً . »
« 4 - » و اگر پند مىخواهى واعظ نيكودان و نيكوكار توم ،
« أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ . »
« 5 - » و اگر قصه مىخواهى « 12 » به قصه بشارتدهندهء روزگار توم ، « 13 »
« نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ . »
« 6 - » در همه چيزى مدد از من خواه كى لطيف و مهربان و آفريدگار توم ،
« اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ . »
« 7 - » مىگويد « 14 » بدرگاه ديگران تا كى شتابى ! هرچ از خلق پراكنده خواهى بدرگاه ما جملهيابى « 15 » . پادشاه عالم به موسى عمران وحى كرد كى اى موسى در دو عالم از من بيزارى مخواه و تا زندهاى « 16 » از ديگران يارى مخواه و تا پاى بر « 17 » زمين بهشت ننهى ساكن مباش و تا ابليس را بتيغ اجل كشته نبينى از كيد او ايمن مباش .
هامش
( 1 ) - « تا » ندارد
( 2 ) - همه
( 3 ) - دادن
( 4 ) - + اى بندهء من
( 5 ) - + كن
( 6 ) - مىخواه
( 7 ) - « از تو » ندارد
( 8 ) - + و اگر ناصر خواهى ناصر توام
( 9 ) - + رفيق تو منم
( 10 ) - منم
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - ندارد
( 13 ) - تو منم
( 14 ) - ندارد
( 15 ) - بيابى
( 16 ) - در متن : تا من زندهام
( 17 ) - در
( 1 - ) سورة الانفال / 41
( 2 - ) سورهء بقره / 258
( 3 - ) سورهء طلاق / 2
( 4 - ) سورهء زمر / 24
( 5 - ) سورة الحديد / 15
( 6 - ) سورهء يوسف / 3
( 7 - ) سورهء شورى / 18