فصل اول فى سبب نزوله « 1 »
سعد بن وقّاص « 2 » رضى اللّه عنه گويد « 3 » كى سيد سادات « 4 » و مهتر [ 2 ب ] كون و كائنات صلع « 5 » ، آن نجوم قرآن كى بدفعات از حضرت جلال « 6 » رحمن « 7 » مىآمد بدان گرويدگان « 8 » مىخواند و آن [ همه ] امر و نهى بود « 9 » و وعد و وعيد بود و تهديد « 10 » و تحريص در طاعت بود و آداب مجلس و صحبت بود . گفتند يا رسول اللّه چه بودى اگر ما را حديثى فرستادى كى دل ما را باستماع آن سلوتى بودى . جبريل آمد و آيت آورد كى
« اللَّهُ
« 11 »
نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً . »
« 1 - » گفتند چه بودى اگر ما را موعظه فرستادى « 12 » تا روزگار ما را از او زيادت منفعتى بودى . جبريل آمد و آيت آورد :
« أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ
« 13 »
آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ . »
« 2 - » گفتند چه بودى اگر « 14 » ما را از احوال پيشينگان قصه فرستادى تا ما را در « 15 » مطالعهء روزگار ايشان عبرتى بودى . جبريل آمد و آيت آورد :
« نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ . »
« 3 - »
هامش
( 1 ) - الفصل الاول من الاحاديث فى سبب نزوله
( 2 ) - سعد بن ابى وقاص
( 3 ) - گفت
( 4 ) - + خواجهء موجودات نقطهء دايرهء مكونات
( 5 ) - عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات
( 6 ) - ذو الجلال
( 7 ) - بىزوال
( 8 ) - بر آن گروندگان
( 9 ) - ندارد
( 10 ) - + بود
( 11 ) - از « آمد . . . » پارگى دارد
( 12 ) - از « موعظه . . . » پارگى دارد
( 13 ) - از « الم . . . » پارگى دارد
( 14 ) - كه
( 15 ) - از
( 1 - ) سورة الزمر / 24
( 2 - ) سورة الحديد / 15
( 3 - ) سورهء يوسف / 3