من درگذارى « 1 » ، و جور ايشان از من بردارى « 2 » . در ساعت دعاء او به حضرت استجابت رسيد ، ابرى سيا برآمد « 3 » و بر سر آن كاروان « 4 » تگرگ باريدن گرفت ، و بيم آن بود كى همه هلاك شوند « 5 » .
بيت « 6 »
اى دوست به كار ما نظر بايد كرد * وين جرم و جفا ز ما « 7 » بسر بايد كرد
من مظلومم دعاء من رد نشود * از دعوت مظلوم حذر بايد كرد
« 8 » « ليس بين دعوة المظلوم و بين السماء حجاب اياك « 9 » و دعوة المظلوم و دمعه - اليتيم فانها « 10 » يصعدان العرش فى اسرع طرفة . و الترجمة معلومه » . مىآيد كى چون ظالمى بر مظلومى جور مىكند « 11 » ، آن مظلوم مىبنالد « 12 » ، از حضرت جبروت خطاب آيد : « ان لم اعنك فانا « 13 » اظلم ممّن ظلمك . » اى مستمند بيچاره ، اگر « 14 » مكافات آن ظالم « 15 » نكنم ، و انصاف تو مظلوم از آن ظالم نخواهم ، من كى آفريدگارم « 16 » و داورم ، از آن ظالم ناپاك « 17 » ستمكارتر « 18 » و ظالم ترم . « 19 » مصطفى عليه السلم « 20 » گفت :
« ويل للظالم من يد المظلوم اذا « 21 » حاكم الجبّار « 22 » و السجن النار « 23 » . » اى بسا عقوبتا كى بر ستمكاران باشد . آن روز كى قاضى خداوند « 24 » جبار باشد ، و زندان دوزخ پرنار « 25 » ، و زمام امر « 26 » در دست مظلوم اختيار باشد ، همچنانك « 27 » امروز ظالم دستگذار
هامش
( 1 ) - درگذار
( 2 ) - بردار
( 3 ) - سياه پديد آمد
( 4 ) - كاروانيان
( 5 ) - از « و بيم آن . . . » ندارد
( 6 ) - +درد دل بيدلان اثرها دارد * سوز دل عاشقان شررها دارداى دوست مكن كه نالهء دلشدگان * نزد ملك العرش خطرها دارد( 7 ) - در متن : وين جرم جفاهاء تو
( 8 ) - + قول النبى صلى اللّه عليه و سلم
( 9 ) - اياكم
( 10 ) - فانهما
( 11 ) - كند
( 12 ) - بنالد
( 13 ) - فانى
( 14 ) - + من
( 15 ) - ظلم
( 16 ) - آفريدگار
( 17 ) - ندارد
( 18 ) - ستمكار
( 19 ) - + خبر
( 20 ) - صلى اللّه عليه و السلم
( 21 ) - + كان
( 22 ) - در متن : جبار
( 23 ) - نار
( 24 ) - ندارد
( 25 ) - + باشد
( 26 ) - مراد
( 27 ) - + ظالم را امروز بر مظلوم داشت دست