كانَ آمِناً . »
« 1 - » و اگر گفتم صبر كن ، از بهر آن گفتم تا با منت « 1 » ديدار باشد ، قوله « 2 » :
« إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ . »
« 2 - »
شعر « 3 »
عاشقا « 4 » در صبر كوش و دل بدار اندر شكيب * بر اميد بوى وصلش جان خود را مىفريب
كآخر اندر صبر باشد هر اميد عاشقان « 5 » * مىنبينى در نوى تو اجر صابر بىحساب
در حساب آيد جزاى هر كسى جز صابران * كان نيايد هيچ گونه در حساب و در كتاب
گر عتاب است هر يكى را « 6 » در قيامت بىشمار * صابران اندر بهشتند بىحساب و بىعتاب
چون خورند از كاس خمر و مست مهر حق شوند * گويد اينك اين جمال من ببينيد بىحجاب
هامش
( 1 ) - + لقا
( 2 ) - + تعالى
( 3 ) - بيت
( 4 ) - صابرا
( 5 ) - صابران
( 6 ) - « هر يكى را » ندارد
( 1 - ) سورهء آل عمران / 91
( 2 - ) سورهء زمر / 13