« ستة يدخلن الجنة من غير جنس « 1 » الانس و الجن « 2 » . » گفت « 3 » شش كس « 4 » فردا « 5 » در بهشت باشد « 6 » نه از جنس آدمى و نه از جنس پرى . اول « 7 » گوسفند « 8 » ابراهيم و خر عيسى و دلدل مصطفى صلع « 9 » و ناقهء صالح عليه السلم « 10 » و سگ اصحاب الكهف و گرگ يوسف « 11 » . و گوسفند « 12 » ابراهيم از بهر كشتن فرزند در راه قربت ، و خر عيسى به حكم موافقت ، و ناقهء صالح از بهر كشتن بظلم و معصيت ، و سگ اصحاب الكهف از بهر متابعت خداوندان خود در راه معرفت ، دلدل مصطفى « 13 » از بهر « 14 » جاه و كرامت ، و گرگ يوسف از بهر نسبت جرم و تهمت .
نكته :
آن را كى به جنايت « 15 » نسبت كنند و نه از اهل جنايت « 16 » باشد ، او ساكن جنت باشد ، پس آن را كى بولايت « 17 » نسبت كنند و از اهل ولايت باشد و حمّال بار امانت باشد ، كى مستوجب آتش « 18 » باشد .
« 19 »
« وَ جاؤُ عَلى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ . »
« 1 - » ظاهر « 20 » تفسير در « 21 » آيت ، بشارتى « 22 » است بىنهايت ، و آن آنست كى مىگويد : آوردند « 23 » پيراهن يوسف « 24 » را با خون دروغ « 25 » .
اشارت :
دروغ گفتن صفت فرزندان يعقوب « 26 » بود ، ملك تعالى با خون اضافت كرد . حكمت درين چه بود ؟ ملك تعالى دانست كى ايشان از گناه خود « 27 » توبه كنند ، و هر يك بدعاء پدر وسيلت كنند ، و قصد راه انابت كنند ، و حق تعالى « 28 » بر ايشان رحمت كند . چون در نهايت مىخواست كى بر ايشان رحمت كند ، گناه ايشان در
هامش
( 1 ) - ندارد
( 2 ) - الجن و الانس
( 3 ) - + فردا
( 4 ) - تن
( 5 ) - ندارد
( 6 ) - باشند
( 7 ) - ندارد
( 8 ) - كبش
( 9 ) - ندارد
( 10 ) - ندارد
( 11 ) - + عليهم الصلاة و السلم
( 12 ) - كبش
( 13 ) - پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم و عليهم
( 14 ) - + اظهار
( 15 ) - با خيانت
( 16 ) - خيانت
( 17 ) - با ولايت
( 18 ) - + فرقت
( 19 ) - + قوله تعالى
( 20 ) - در ابناء ظاهر
( 21 ) - اين
( 22 ) - لطفى
( 23 ) - آوردن
( 24 ) - او
( 25 ) - كشته
( 26 ) - ندارد
( 27 ) - ندارد
( 28 ) - ندارد
( 1 - ) سورهء يوسف / 18