العداوة و الخيانة . » گفت : سه كس به ظاهر نصيحت نمودند و به باطن عداوت فزودند : اول ابليس به ظاهر « 1 » در حق آدم نصيحت نمود « 2 » ، و به باطن عداوت نمود « 3 »
« إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ . »
« 1 - » و به باطن عداوت نمود ،
« إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ . »
« 2 - » دوم شيطان در حق برصيصا به ظاهر نصيحت نمود ، و به باطن عداوت فزود ،
« فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ . »
سيم « 4 » برادران يوسف به ظاهر نصيحت نمودند « 5 » ، و به باطن عداوت فزودند .
« وَ جاؤُ عَلى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ . »
« 3 - »
نگر كى كسى را به ظاهر آزمايش نكنى ، تا نخست او را به باطن آزمايش نكنى .
بسيار ظاهر آبادان است كى باطن او ويران است ، و بسيار « 6 » باطن آبادان است ، كى ظاهر او « 7 » ويران است . يعقوب چون در فرزندان نگاه كرد ، در آن ظاهر ناصح نگرست « 8 » نه در آن باطن خاين ، و يوسف را بديشان سپرد . لاجرم هشتاد سال در فرقت « 9 » و بىكامى بسر برد .
لطيفه :
نفس تو با تو همين مىگويد « 10 » كى آن سه كس كردند . به ظاهر با تو مودت و دوستى « 11 » مىنمايد ، و به باطن دشمنى و عداوت مىافزايد « 12 » ،
« إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ . »
نگر كى [ 41 ب ] غافل نباشى ، اگر نفس كمين « 13 » كيد خود بگشايد ، دين ترا به ساعت از تو در ربايد . يعقوب به ظاهر « 14 » حال فرزندان غره گشت « 15 » ، يوسف را بديشان سپرد « 16 » ، هشتاد سالش باز نيافت « 17 » . اى « 18 » به ظاهر نفس غرّه شده « 19 » و دل و دين در كف مراد او نهاده « 20 » ، نباشد « 21 » كى فردا از خواب اين غرور درآيى ، نه از دل خبر ياوى « 22 » نه از دين
هامش
( 1 ) - + نصيحت نمود
( 2 ) - « نصيحت نمود » ندارد
( 3 ) - فزود
( 4 ) - سوم
( 5 ) - + و انا له لناصحون
( 6 ) - ندارد
( 7 ) - ندارد
( 8 ) - نگريست
( 9 ) - فراق يوسف
( 10 ) - كند
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - مىفزايند
( 13 ) - كين
( 14 ) - + ايشان كار كرد
( 15 ) - « حال فرزندان غره گشت » ندارد
( 16 ) - داد
( 17 ) - وانيافت
( 18 ) - بس
( 19 ) - گشتن
( 20 ) - نهادن
( 21 ) - نبايد
( 22 ) - يا بى
( 1 - ) سورهء اعراف / 20
( 2 - ) سورهء اسراء / 55
( 3 - ) سورهء يوسف / 18