سازنده « 1 » . همچنين « 2 » مؤمن در « 3 » گور « 4 » رهين سه محنت بود : محنت « 5 » برهنگى از لباس و زينت ، و محنت تنهايى از خويشان « 6 » و عشيرت ، و محنت مفلسى « 7 » در روز قيامت .
بنده « 8 » از آفت « 9 » اين سه محنت « 10 » بنالد . پادشاه عالم گويد : بندهء من اين همه درد و محنت چيست ؟ اگر برهنهاى از لباس زينت دنيا ، اينك سلب سعادت عقبى « 11 » ، و اگر دورى از جوار « 12 » خويش « 13 » و پيوند « 14 » ، اينك انوار لطف خداوند ، و اگر مىترسى از اهوال قيامت ، اينك بدرقهء اقبال و كرامت .
« أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا . »
« 1 - »
غم يوسف در چاه چندان بود كى جبرئيل را نديده بود ، چون جبرئيل بيامد حلّه « 15 » در پوشيد « 16 » و طعام بخورد و ساغرهء شراب سلسبيل بر دست گرفت « 17 » . به دهان سلسبيل « 18 » مىخورد و به چشم در جمال جبرئيل نگريد « 19 » . همچنين محنت مؤمن در گور چندان بود كى بريد و پيك « 20 » الطاف حق « 21 » را نبيند « 22 » ، چون پيك وصال « 23 » حق درآيد « 24 » ، دوستوارش بپرسد « 25 » ، عروسوارش بخواباند « 26 » ، ملكوارش برانگيزاند « 27 » و بر سمند سعادت « 28 » نشاند ، در متنزّه « 29 » آخرتش درآرد « 30 » ، و بر مائدهء خلدش بنشاند « 31 » و حلّه رضاش درپوشد « 32 » ، و طعام بهشت بخورد و شراب طهور « 33 » بر دست گيرد ، به دهان شراب سلسبيل
هامش
( 1 ) - گوارنده
( 2 ) - ندارد
( 3 ) - + آن
( 4 ) - + تنگ و تاريك
( 5 ) - ندارد
( 6 ) - خويش
( 7 ) - افلاس
( 8 ) - ندارد
( 9 ) - محنت
( 10 ) - آفت
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - ندارد
( 13 ) - خويشان
( 14 ) - + عيال و فرزند
( 15 ) - حلهاش
( 16 ) - + طعامش بداد و شرابش بر دست نهاد
( 17 ) - از « طعام بخورد . . . » ندارد
( 18 ) - شراب
( 19 ) - مىنگريد
( 20 ) - ندارد
( 21 ) - خداوند
( 22 ) - نديد
( 23 ) - لطف
( 24 ) - را ديد
( 25 ) - ببر رسد
( 26 ) - بخوابانيد
( 27 ) - برانگيزانيد در متن : برنگيزاند
( 28 ) - سعادتش
( 29 ) - بر آن منظره
( 30 ) - در متن : درآرند
( 31 ) - در متن : بنشانند
( 32 ) - در متن : درپوشند
( 33 ) - طهورش
( 1 - ) سورهء فصلت / 30