خواصّاند « 1 » . و با طايفهء ديگر عوامّ « 2 » [ و باضافت با آن كسانى ديگر كه مقام ايشان بلندتر است از عوامّ ] « 3 » ، و توحيد ايشان « لا هو الّا هو » است و اين عالىتر از آن « 4 » اوّل باشد ، و مقام ايشان عالىترست از بهر آنكه گروه اوّل « 5 » نفى الوهيّت « 6 » كردند از غير حقّ « 7 » ، [ پس گروه ديگر بر نفى حقّ از غير اقتصار نكردند « 8 » بلكه ] « 9 » جملهء هويّتها را نفى كردند « 10 » در معرض هويّت حقّ تعالى [ و گفتند كه اوئى او راست ، كس ديگر را « او » نتوان گفت كه اوئيها از اوئى اوست ، پس اوئى مطلق او راست ] « 11 » . و وراى ايشان « 12 » گروهى ديگرند « 13 » كه توحيد ايشان آنست كه « 14 » « لا انت الّا انت » « 15 » ، و اين عالىتر از آنست كه ايشان حقّ را « هو » گفتند . و « هو » غايب را گويند ، و اينان همهء توئيها را « 16 » كه در معرض توئى شاهد خويش است « 17 » نفى كردند و اشارت ايشان بحضور است . و گروهى ديگرند بالاى اينان « 18 » و ايشان عالىترند و « 19 » گفتند چون كسى ديگر را « 20 » خطاب توئى كند او را از خود جدا داشته باشد « 21 » و اثبات اثنانيّت « 22 » مىكند و دوئى از عالم وحدت دور است . ايشان خود را گم كردند و گم گرفتند در پيدائى حقّ « 23 » ، « لا أنا الّا أنا » گفتند . محقّقترين اينان « 24 » گفتند اثنانيّت « 25 » و انيّت « 26 » و
هامش
( 1 ) خواص : خاصT( 2 ) و با طايفهء ديگر عوام : -T( 3 ) و با باضافت . . . از عوام : -S( 4 ) آن : -T( 5 ) اول : پيشينT( 6 ) الوهيت : الهيتS( 7 ) از غير حق : -T( 8 ) نكردند :
نكرددS( 9 ) پس گروه ديگر . . . نكردند بلكه : و گروه دومT( 10 ) كردند : كردهاندS( 11 ) و گفتند كه اوئى . . . اوئى مطلق او راست : و گفتند جز اوى او را كسى ديگر نتوان گفت كه اوئيها همه از اوست پس اوئى مطلق او باشدT( 12 ) ايشان : اينانT( 13 ) ديگرند : -S( 14 ) آنست كه : -T( 15 ) الا انت : + استT( 16 ) توئيها را : توئيهاS( 17 ) خويش است : - استT( 18 ) ديگرند بالاى اينان : بالاى ايناناندS( 19 ) و ايشان عالىترند و : -T( 20 ) چون كسى ديگر را : كسى كه ديگرى راT( 21 ) باشد : استS( 22 ) اثنانيت : اثنينيتT( 23 ) در پيدائى حق : و توحيد حق جل علاهT( 24 ) محققترين اينان : محققتر ازين همهS( 25 ) اثنانيت : انانيتS، اثنينيتT( 26 ) انيت : انانيتT