روى است ، گاه جود همه دست است ] « 1 » . هر كه خدمت او كرد سعادت ابد يافت و هر كه ازو اعراض كرد
« خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ »
« 2 » شد . و بسا دوستان كچون اين قصّه بشنود گفت پندارم كه ترا پرى رنجه مىدارد يا ديو در تو تصرّف كرده است ، بخداى كه تو نپريدى بلكه عقل تو پريد ، و ترا صيد نكردند كه خرد « 3 » ترا صيد كردند ، آدمى هرگز كى پريد ؟ مرغ هرگز كى سخن گفت ؟ گوئى كه صفرا بر مزاج تو غالب شده است يا خشكى بدماغ تو راه يافته است . بايد كه طبيخ افتيمون بخورى ، بگرمابه روى و آب گرم بر سر ريزى ، و روغن نيلوفر به كار دارى ، و در طعامها تلطّف كنى ، و از بيدارى دور باشى ، و انديشهها كم كنى كه پيش ازين عاقل و بخرد ديديم ترا ، و خداى بر ما گواه است كه ما رنجوريم از جهت تو و از خللى كه به تو راه يافته است . چون بسيار گفتند و چون اندك پذيرفتيم و بتّرين سخنها آنست كه ضايع شود و بىاثر ماند . و استعانت من با خدايست ، و هر كس كه بدين كه گفتم اعتماد نكند نادانست ،
« وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ »
« 4 » .
هامش
( 1 ) كه همه جمالها بحقيقت او راست . گاه نيكويى همه روى است ، گاه جود همه دست است ( و كل كمال بالحقيقة حاصل له و كل نقص و لو بالمجاز منفى عنه كله لحسنه وجه و لجوده يدA (( 2 ) سورهء 22 ( الحج ) آيهء 11
( 3 ) كه خرد : كه خودSF )اقتنص لبكA (( 4 ) سورهء 27 ( النمل ) آيهء 227