تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
حجاب كند و به زير چكدش « 1 » . و اگر آن را « 2 » سرماى سخت‌تر بزند بيفسرد و هم چون پنبه به زير آيد و آن برفست « 3 » . و دخان چون سرد شود و باز پس آيد و بر هوا ميل كند ، هوا را « 4 » بجنباند باد حاصل شود ، و باد يا دود « 5 » چون در ميان ابر بماند « 6 » و قصد آن كند كه بيرون آيد ، و منفذ نيابد « 7 » و در ميان آن متقلقل شود ازو بانگى سخت برآيد ، آن را « رعد » خوانند . و از اصطكاك آن آتشى بجهد ، آن را « 8 » « برق » خوانند . و اگر دخان به بالا رود تا بنزد « 9 » آتش رسد ، آتش درو افتد و شعله ازو حاصل شود و بموافقت آتشى كه « 10 » بموافقت فلك بجنبد حركت كند ، آنست كه كوكب « ذات ذنب » و « گيسودار » ش خوانند . و چون تمام بسوزد « 11 » از چشم غايب گردد ، پندارند كه فرو مرد . و آتش چون صافى شود رنگ ندارد ، كه اگر رنگ داشتى ، ستارگان را حجاب كردى ، و آنچه از دخان تمام بنسوزد و در هوا پراكنده شود ازو علامات « 12 » سرخ و سياه در هوا پديد آيد . و بخارى و دخانى كه در زمين محتبس « 13 » شود و راه نيابد بيرون آمدن را ، زمين را سخت بجنباند ، و آن « زلزله » است . و باشد كه از شدّت « 14 » هم چون آتش بدر آيد . و آن بخار كه قوّت ندارد ، آب شود و متوالى بدر آيد « 15 » . ( 26 ) و بدان كه از آميزش اين چهار عنصر مواليد سه‌گانه حاصل مىشود : معادن و نبات و حيوان . و چون آميزش باعتدال نزديكتر باشد ، نوعى شريفتر حاصل شود .
هامش
( 1 ) چكدش : -SH( 2 ) آن را : آب راSH( 3 ) آن برفست : آن را برف گويندSH( 4 ) هوا را : هواF( 5 ) دود : دودوF( 6 ) بماند : نماندF( 7 ) نيايبد : بنيابدSH( 8 ) آن را : + كهSH( 9 ) تا بنزد : تاثيرF( 10 ) آتشى كه : آتش كهF( 11 ) بسوزد : آتش شودSH( 12 ) علامات : علاماتىSH( 13 ) محتبس : منحبسF( 14 ) شدت : + حركتSH( 15 ) آيد : مىآيدSH
مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 22 | نجفقلى حبيبى / يحيى السهروردي ( شيخ اشراق ) / هانرى كربن / سيد حسين نصر