تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
اجزاء نارى به دو تعلّق دارد . و اين گروه پنداشتند كه شعاع جسمى لطيف است و گرما با اوست . و اين خطاست ، كه اگر جسم بودى چون روزن خانه « 1 » ناگاه بگرفتندى اگر ساكن بماندى و اگر حركت كردى بديدمانى ، و نه چنين است ، بلكه در حال باطل مىشود « 2 » . و اگر جسم بودى ، بايستى كه از آفتاب « 3 » بكاستى به قدر شعاع ، و نيز چون لطيف باشد حركتش « 4 » به بالا بودى نه به زير . و اين جمله باطلست ، بلكه شعاع عرضيست كه بمقابلهء جسمى روشن در جسمى « 5 » ديگر حاصل شود ، نه آنكه نقل كند كه عرض نقل نپذيرد « 6 » ، بلكه بخشندهء آن چيزيست جز « 7 » اجسام ، و بيان آن كرده آيد . و گرمى از شعاع است نه از آفتاب ، و اگر از آفتاب بودى ، بايستى كه بالا زودتر گرم گشتى از « 8 » زير ، و نه چنين است ، بلكه « 9 » مىباشد كه زير سوخته مىشود و بر بالا اثرى « 10 » بسيار نباشد گرمى را . ( 25 ) و هر چه از زمين « 11 » متصاعد شود « 12 » از چيزهائى كه شعاع و غير آن بحرارت تحليل و تلطيفش كند ، هر چه از خشك باشد آن را « دخان » خوانند و اگر نيز سياه نباشد ، و هر چه از تر « 13 » باشد آن را « بخار » گويند « 14 » . و بخار چون به بالا رود و سرما برو افتد كثيف شود ابر شود « 15 » ، و اگر سرما سخت‌تر گردد باران شود و به زير آيد . و در « 16 » حمّام مردم ببينند به بالا رفتن بخار و كثيف شدن ، چنان كه جام گرما به را
هامش
( 1 ) چون روزن خانه : روزنTF( 2 ) مىشود : مىباشدSH( 3 ) از آفتاب : آفتابF( 4 ) حركتش : + طبعاhs( 5 ) در جسمى : + روشنf( 6 ) كه عرض نقل نپذيرد : -hs( 7 ) جزء : + ازSH( 8 ) گشتى از : شدى كهSH( 9 ) بلكه : بلSH( 10 ) اثرى : اثرSH( 11 ) زمين : زمينىF( 12 ) شود : مىشودSH( 13 ) تر : زيرF( 14 ) گويند : خوانندSH( 15 ) ابر شود : -TF( 16 ) و در : درSH
مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 21 | نجفقلى حبيبى / يحيى السهروردي ( شيخ اشراق ) / هانرى كربن / سيد حسين نصر