72 .
- الباقى الوارث
معنى باقى : هميشه ، و معنى وارث : باقى بعد از فناى خلق . قال اللّه تعالى :
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
. الباقى هو الذى فى ابده بالوصف الذى كان فى ازله . الوارث الذى اورث الاحباب الكتاب على ما قال فى مبرم الخطاب ثم اورثنا الكتاب .
الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا
، الآية .
برهان نبوّت انبيا از راه ديدهها درآمد ، امّا برهان رسالت محمّدى از راه دلها درآمد .
هيچ رسول نبود الّا كه حق او را معجزهاى ظاهر داد چنان كه ديدهها بديد 1 ، امّا معجزهء ابراهيم آتش بود ، و معجزهء موسى يد بيضا ، و معجزهء عيسى احياء موتى ؛ و اين همه ظاهر و آشكارا بود و محلّ اطلاع ديدهها بود ، امّا معجزهء مصطفى بوستان دوستان با صفوت ، و گلستان شربت محبّت بود ،
بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ .
بلى مصطفى را - عليه السّلام - معجزات بسيار بود كه محلّ اطلاع ديدهها بود ، كانشقاق القمر ، و تسبيح حجر ، و كلام ذيب ، و اسلام ضبّ و غير آن ؛ امّا مقصود آن است كه موسى تحدّى به عصا كرد و عيسى تحدّى به دم كرد ، امّا مصطفى - عليه السّلام - تحدّى به كلام حق كرد .
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ .
بلى در عصاى موسى صفتى ربّانى تعبيه بود ، و در دم عيسى لطفى الهى وديعت بود ، ليكن آن عصا از شجرهء عوسج يا از مورد بهشت بود ، و آن دم نيز وديعت سينهء بشر بود . اى محمّد تو كه مىروى دمى و چوبى با خود مبر كه چوب بابت خران بود و دم نصيب بيماران بود ؛ صفت قديم ما را به شحنگى با خود ببر ، تا معجزهء تو صفت ما بود ، نه صفت تو . فردا پيامبرى مىآيد با او يك كس ، و پيامبرى