بالقسمة لا بالكياسة . روز قيامت عاصيان را بيامرزد تا خلايق را معلوم گردد كه رحمت موهوب است نه مكسوب ، به عنايت است نه به عبادت . نه يك جا خواندم ترا بندهء خود :
نَبِّئْ عِبادِي
،
وَ قُلْ لِعِبادِي
،
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي
،
يا عِبادِيَ *
تا بدانى كه بيگانگى روى نيست . اگر ترا آن خود خواندم ، عجب نيست ، عجب آن است كه خود را آن تو خواندم .
وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
،
وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ
،
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا
،
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ *
15 .
اى جوامرد ! ملوك عالم كه كسى را از آن خود خوانند بر همهاش فخر باشد ، اى دوست شادى كن كه من خود را آن تو خواندم ، خود را رؤف و رحيم خواندم : /
b
123 /
إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ ، *
و رسول را بالمؤمنين رؤف رحيم ، كى ضايع ماند ضعيفى ميان دو رحيم . من رحيم و رسول من رحيم ، و ياران رحما .
رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ،
و امّت مرحومه ، كه امّتى امّة مرحومة . هر كه به قيامت مطيع آيد
تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِيًّا ،
و هر كه مفلس آيد
قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ
،
لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ؛
زيرا كه رحمت من ازلى است و معصيت تو وقتى ؛ ازلى وقتى را غالب بود نه وقتى ازلى را .
آوردهاند كه جبرئيل و ميكائيل هر دو 16 مناظره كردند ، جبرئيل گفت : خداى خلقى بيافريد بر نيكوترين صورتى ، و آسمان و زمين و هر چه در ميان آن است او را مسخّر گردانيد و به طاعتش فرمود ، او به معصيت مشغول گشت ، اگر خدايش بيامرزد ، عجب است . ميكائيل گفت : اگر بيامرزد در ملك نقصانى پديد نيايد ؛ ندا آمد كه دست دست ميكائيل است .
كعبه را آن خود خواندم ، گفتم : بيتى ، بيت بتخانه گشت 17 ؛ مؤمن را آن خود خواندم گفتم :
عبدى ، به معصيت بيگانه شد 18 . مسجد آن من است فروختن روا نه . ناقه آن من است كشتن روا نه . مفلس آن من است سوختن را سزا نه . خود را غفور خواندم ، مصطفى را رسول خواندم ، گفتم :
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ .
يا محمّد ! اگر رسالت نگزارى ، در رسولى كامل نباشى . من بيامرزم تا كمال صفت الهيّت به خلق نمايم ، چنان كه كمال رسالت مصطفى به خلق نمودم .
اگر كسى گويد كه اين همه كه شما مىگوييد ، اصلى ندارد به حكم آنكه ربّ العزّة در كلام خود مىفرمايد :
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا .
ما گوييم : اعتقاد 19 اهل حق آن است كه مرتكب كبائر از مؤمنان روا بود كه هرگز در دوزخ نرود ، و حق - جلّ جلاله - جمله كبائر وى بيامرزد . و روا بود كه در دوزخ رود ، و حق - جلّ جلاله - عذاب كند