شرح
( 35 ) . آ : اليه منى
( 36 ) . مج ، آ : بيت « تهمت زده . . ندارد رويم » را ندارد
( 37 ) . مر : ابيات « بيرون ز تحيّر . . . نگريست بگوى » را ندارد
( 38 ) . مج ، آ : بيت « آفتى . . . بد » را ندارد
( 39 ) . مج ، آ : و آخر به هزار
( 40 ) . مج ، آ : بينداختم
( 41 ) . آ : سگ به نان و گوشت التفات نكردى
( 42 ) . آ : به گفتن استاد
( 43 ) . مج ، آ : بيت « گفتا مگذر . . . هست غيور » را ندارند
( 44 ) . آ : نيزه و تيغ
( 45 ) . آ : نه نواختهء لطف اوست
( 46 ) . آ : « و گر به آشنايان نگرى . . . جلال وى » ندارد
( 47 ) . مج : . . . خانمان مرا
( 48 ) . آ : بر رخسار درد
( 49 ) . آ : و او از سرى وجد خود اين نعره درد مىزند كه
( 50 ) . آ : در حاشيه دارد :دردم نه بدانگونه كه راحت جويم * حالم نه چنانك به شود گر گويمنعمتزدهء عشقِ يكى مهرويم * جز خاموشى هيچ ندارد رويم .