تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 892

مساهمون:

ص٨٩٢
مبيع / 227 خريده شده و فروخته شده متاعب / 104 رنجها متدلّل / 44 نازكننده ، گستاخى نماينده مترعرع / 353 جنبنده ، بربالنده مترفّع / 225 بالا شونده متشبّع / 259 سير نماينده بتكلّف ، آراينده بتكلّف متطفّل / 551 ناخوانده به مهمانى آينده متعنّت / 338 عيب‌گيرنده ، سرزنش‌كننده متن / 131 پشت ، جاى سخت بلند مثال / 125 حكم ، دستور ، فرمان مثقب / 190 برمه ، كه بدان چيزى سوراخ كنند مثقله / 246 سنگ ، سنگ فرش مثلان / 4 تثنيه و دوگانهء مثل ، همتاها مثوبت / 481 پاداش مجازى / 191 جزادهنده ، پاداش‌دهنده مجامر / 33 جمع مجمر ، بوى سوز ، منقل مجاهره / 434 آشكارا كردن مجمر / 47 منقل ، آتشدان مجوّف / 63 تهى ميان محاذات / 613 مقابل كشيدن كسى را و در برابر وى افتادن محتال / 177 حيله‌گر ، فريبكار محطّ رحل / 250 يا محطّ رحال : محل فرود آمدن بارها ، محل فرود آمدن ارباب حاجات محق / 131 نيست كردن ، محو و ناچيز كردن ، باطل و محو كردن محكوم به / 70 آنچه در مورد آن حكم صادر شده مخالب / 179 جمع مخلب ، چنگالها ، پنجه‌ها مخبّآت / 194 جمع مخبّأ ، پنهان‌كرده‌ها ، نهانها مخبيات / 410 جمع مخبأ ، جاهاى پنهان كردن چيزى مخلب / 35 - مخالب مخلف / 417 كسى كه گويد و نكند . مخيّم / 206 جاى ايستاده كردن خيمه ، خيمه‌گاه ، معسكر مخيّمات / 131 جمع مخيّم - مخيّم مدبر / 30 بخت‌برگشته ، آنكه روزگار از او روى گردانيده باشد . مدحضه / 309 مزلّه ، جاى لغزان مدحور / 243 رانده شده ، دور كرده شده مراقى / 134 جمع مرقاة ، پايه‌هاى نردبان مرامى / 134 انداختنيها ، ابزارى در جنگ كه بدان سنگ و چيزهاى ديگر را از فاصلهء دور مىاندازند . مراوح / 135 جمع مروحه ، بادبزنها مرايى / 338 رياكننده ، خودنما مرشّح / 273 پرورده و آماده گشته از بهر كارى ، و اهليّت آن كار را بحاصل آورده مرصاد / 243 جمع مرصد ، راههاى فراخ ، راههايى كه در آنها نگاهبان باشد . مرفوع / 169 برداشته شده ، بلند داشته شده مروى / 50 ماء مروى : آبى كه تشنه را سيراب كند . مساكنت / 67 با يكديگر در يك خانه بودن مستبدع / 410 نو و بديع شمرده شده ، عجيب و ناروايى كه موجب اعجاب و شگفتى باشد . مستحثّ / 33 برانگيزنده مستحيل / 178 حيله‌گر مستروح / 173 جاى آسايش ، آسايشگاه مستسلم / 67 گردن‌نهنده كسى را مسكن / 67 تسكين‌دهنده