تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 890

مساهمون:

ص٨٩٠
غرّار / 411 مكّار ، بسيار فريبنده غرّان / 476 فرياد كنان ، بانگ مهيب غرف / 25 جمع غرفه ، بالاخانه ، حجره عزم / 605 آنچه ادايش واجب باشد . غريم / 227 وام‌دار ، آنكه بر او وام مردمان باشد . غفلات / 33 جمع غفله ، ناآگاهيها غمر / 385 مرد بىتجربه ، مرد كارناآزموده غموم / 146 جمع غم ، اندوه‌ها غوّايى / 263 گمراهى ، بيراهى غوص كردن / 46 فرو شدن ، غور كردن غيار اغيار / 460 غيار : نشان اهل ذمت ، نشانهء يهودان

ف

فاحشه / 296 زشتى ، كار ناشايست فالق الأصباح / 174 يكى از نامهاى خداى تعالى است مأخوذ از سورهء 6 آيهء 96 فتيه / 447 بندگان فجّار / 54 جمع فاجر ، تبهكار ، نافرمان ، زناكار فرث / 486 سرگين كه در شكنبه باشد . فرجى / 189 قباى گشاد و بىبند كه بر فراز جامه پوشند . فسّاق / 54 جمع فاسق ، ناراست ، نادرستكار فضوليان / 220 جمع فضولى ، ياوه‌گويان ، آنان كه در كار ديگرى به ناحق مداخله مىكنند . فقاع گشادن / 300 گشادن و باز كردن سر كوزه يا شيشهء فقاع . و فقاع كوزه‌اى بوده است گرد ، و دو طرف آن تيز ، كه در آن شراب و يا نوشابه‌اى ديگر نگهدارى مىكردند . - عبد اللّه قوچانى ، كوزهء فقاع ، مجلهء باستانشناسى و تاريخ س 2 ش 1 ص 40 - 46 ، نصر اللّه پورجوادى ، فقع گشودن ، نشر دانش ، س 8 ، ش 3 ص 2 - 17 فلذه / 142 پارهء جگر فلوات / 128 جمع فلات ، دشتهاى فراخ بىآب

ق

قادمه / 332 شهپر مرغ قانتات / 582 جمع قانت ، نمازكنندگان ، فرمانبرداران قائد / 174 سرهنگ ، پيشرو ، پيشوا قبض قبضه / 50 قبض يا گرفتن چندانى كه به كف گنجد . قبّهء خضرا / 79 كنايه از آسمان است . قدر / 396 توانايى قدوه / 467 اقتدا ، آنكه اقتدا به او كنند قذات / 309 خاشاك چشم قذر / 503 پليدى قذف / 65 انداختن ، قى كردن ، دشنام دادن قراب / 135 قراب الارض : بهرى از روى زمين كه بر وى آفتاب افتد . قرط / 29 ، 300 گوشواره قرطهء هوان / 18 كرتهء خوارى ، پيراهن خوارى قصارا / 401 غايت ، پايان قصب / 297 نى ، كلك ، جامه‌هاى باريك كتانى قضّها و قضيضها / 237 همهء آن ، جميع آن . عرب گويد : جاء القوم قضهم و قضيضهم ، أى جميعهم قضيب / 413 شمشير باريك ، شاخ باريك قطا / 178 سنگخوار ، و آن مرغى است كه گويند آواز او مسافران را دلالت مىكند .