ملتوى / 335 پيچيده ، پيچ در پيچ
ملطّخ كردن / 312 آلوده كردن ، ملوث كردن
ملطّفه / 159 نامهاى كوچك كه خلاصهء مطلب را بسيار كوتاه در آن مىنوشتهاند .
ممزّج / 609 جامهاى است گران بها از جنس كتان
مناط / 150 در آويختگى ، جاى در آويختن ، آويختنگاه
مناكب / 31 جمع منكب ، بازوها ، كتفها
منخران / 177 تثنيه منخر ، سوراخهاى بينى
منزل / 38 فرود آمده
منطقه / 81 كمر
منقاش / 115 موى چينه ، كه بوسيلهء آن موى را از بدن گيرند ، ناخنگير
منقّى / 193 پاك كرده شده ، صافكردهشده
منوع / 299 بازدارنده
منهىّ عنه / 125 هر چيز نهى كرده شده ، چيزى كه از آن نهى كردهاند .
من يزيد / 55 كه زياد مىكند ؟ مزايده ، حراج
منيه / 51 آرزو
مواثيق / 166 جمع ميثاق ، عهدها ، پيمانها ، استواريها
مواعيد / 166 جمع ميعاد ، وعدهگاه ، وعده كردن و زمان وعده
مؤدّب / 52 ادب داده شده
مورد / 48 آبخور ، طريق ، راه
موشّح / 273 و شاح يا زيور داده شده و آراسته
موهوب / 372 بخشيده شده
مهابّ / 51 جمع مهب ، وزشگاهها ، جايهاى وزش باد
مهبّ / 89 وزشگاه باد
مهمه / 454 بيابان هموار
مهمهى قفر / 248 بيابان هموار بىنبات و بىآب
مهوا / 542 جا و مكانى ميان آسمان و زمين ، مغاكى ميان دو كوه ، كنايه از مكانى بلند و مرتفع
ميزر / 102 دستار ، منديل كه بر سر بندند
نبت / 76 رستن ، گياه
نتن / 202 گنده شدن ، بوى ناخوش
نجايب / 499 جمع نجيب مردان با گوهر پرمايه ، شتران برگزيده
نحافت / 170 نزارى ، نزار و لاغر شدن
نحولى / 170 لاغرى ، نزارى
نخّاس / 376 بردهفروش
ن
نداوت / 98 ترى ، تازگى
ندّ / 47 فزونى ، زيادتى ، نيكويى
نزل / 83 ما حضر ، روزى ، قوت
نشيش / 147 آواز جوشش آب و ديگ و امثال آن
نصب / 33 رنج ، بلا ، سختى
نطاق / 267 كمر
نعرات / 132 جمع نعره ، آوازها
نفّاع / 178 بسيار سود رساننده
نفايه / 54 يا نفايه ، نبهره ، ناسره
نفر / 31 رميدن ، دور كردن
نفس حرون / 159 نفس سركش
نقار كردن / 142 با كسى خصومت كردن ، دشمنى كردن با كسى
نقيّه / 172 گزيده و سرهء چيزى
نكال / 16 عقوبت كردن كه بدان پند گيرند .
نور / 82 شكوفهء درخت