قطيعت / 318 رحم بريدن
قفار / - غبار
قلاده / 5 گردنبند
قلامهء ظفر / 247 تراشيده و چيدهء ناخن
قلق / 511 بىآرام شدن
قمّاره / 465 بسيار بازنده
قمر / 30 غالب آمدن در قمار
قمطره / 109 صندوقى كه در آن كتاب يا عطريات و چيزى مانند آن نگاه دارند .
قوّاد / 167 جمع قائد ، كشندهء ستور و جز آن
قوّال / 158 زبانآور ، سرودگوى
ك
كاهل / 120 سست ، سستىآور
كدر / 503 تيره شدن ، تيرگى
كدرى / 519 ابر تنك
كرور / 525 گشتن ، بازگرديدن
كشوف / 70 جمع كشف ، در لغت برهنه كردن است و در اصطلاح خانقاهيان ، ظهور مستور است در قلب . - مصباح الهدايه 39 ، رسائل ابن عربى 26
كعك مصرى / 109 كاك مصرى ، و آن نانى روغنى و شيرين است .
كفائت / 512 همتائى
كفور / 299 ناسپاسىكنندهء نعمت
كلاب / 129 جمع كلب ، سگان
كلّه / 82 سراپرده ، پشه خانه
كليل / 47 كند
كمّ / 61 آستين
كنّاس / 363 خاك روب
كنود / 299 ناسپاس
كنيف / 152 مستراح ، در اينجا به معنى نهانخانههاست .
كيّاد / 528 مكّار ، بسيار حيلهگر
ل
لجّهء خضرا / 48 ميانه و غور و ته دريا كه سبز رنگ مىنمايد ، كنايهء از آسمان
لحا / 482 پوست درخت
لطمهء غيرت / 148 تپانچهء غيرت
لظى / 584 نام دركهاى از دوزخ
لعلّ و عسى / 48 لعلّ : شايد . عسى : اميد . اميد كه شايد ، اميد كه باشد ، بود كه ، باشد كه ، بوكه
لواعج / 365 جمع لاعجه ، سوزشها
لوامع / 64 جمع لامع و لامعه است ، تابانها ، درخشانها ، پرتوهاى درخشان
لوز مقشّر / 109 بادام بىپوست
لوم / 326 ملامت كردن ، نكوهيدن ، سرزنش
ليف / 61 پوست درخت خرما
ليّن / 280 نرم
م
ماء مهين / 48 آبى سست
ماحى / 242 نيستكننده ، نامى از نامهاى پيامبر اكرم ( ص ) است كه خداوند با رسالت او ، كفر را محو كرد .
مأمور به / 70 آنكه دربارهء او فرمان داده شده
مائيّت / 277 ماهيت
مبارّ / 11 جمع مبرات ، عطايا ، بخششها
مباسطت / 180 فراخى ورزيدن ، دوستى كردن
مبنى / 122 بنا بر آورده